من گويم در نامه امير المؤمنين ( ع ) انتقادى از اين روى برنده بمعاويه نشده است و نسبت بمالى كه اخذ كرده بيان حرمتى نگرديده و چنان بر مىآيد كه رفتن او بنزد معاويه به اجازه خود حضرت بوده و مالى را هم كه گرفته است باعتبار سهم خود از بيت المال بوده و يا به حساب دريافت به اجازه على ( ع ) .
سخنى از على بن الحسين ( ع )
29 - ( 1 ) سعيد بن مسيب گويد على بن الحسين ( ع ) را شيوه بود كه در هر روز جمعه در مسجد پيغمبر ( ع ) مردم را پند ميداد و آنها را نسبت به دنيا دعوت بزهد ميكرد و به كار آخرت ترغيب مينمود و اين سخنرانى از وى حفظ شده و نوشته گرديده آن حضرت در هر جمعه ميفرمود :
أيا مردم از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه نزد او برميگرديد و هر كس آنچه كار خوب در اين دنيا كرده است دريافت مىكند و براى او حاضر مىشود و هر چه كار بد هم كرده در برابر او حاضر شود و آرزو كند كه كاش ميان او و اين كردار بدش مدت طولانى فاصله بود و خداوند شما را از خود بر حذر داشته ، واى بر تو اى آدميزاده غافل با اينكه از تو غفلت نشود و حساب تو را دارند .
اى آدميزاده مرگ تو از هر چيز شتابندهتر است محققا به تو روى آورده و با كمال جديت تو را ميجويد و نزديك است گريبانت را بگيرد و گويا اينكه عمرت بسر رسيده و فرشته خدا جانت را گرفته و تنها بگورت در افتادى و جانت بتنت برگشته و دو فرشته خدا بنام ناكر و نكير ناخوانده و بىاجازه براى باز پرسى از تو بگورت در آمدهاند و تو را سخت آزمايش ميكنند .