كرد و خراج آنها را داد و هر چه بيش باشد از در آمدش بناحيه فرستاد براى دريافت ثواب و تقرب بما بدان كه تصرف در مال احدى بدون اذن او جائز نيست و چگونه در مال ما جائز باشد هر كس بىاجازه ما اين كار را بكند آنچه بر او حرامست از ما بر خود حلال شمرده و هر كس چيزى از حق ما را بخورد همانا در شكمش آتش خورده است و بدوزخ افكنده و سوخته شود .
7 - آنچه در باره مردى پرسش كردى كه مزرعه اى وقف ناحيه مىكند و آن را بسرپرست و متولى تسليم مينمايد تا آن را نگهدارى و معمور نمايد و از در آمدش خراج و هزينه آن را بپردازد و آنچه بماند بناحيه ما برساند ، اين كار براى كسى كه صاحب مزرعه او را متولى نموده جائز است و براى ديگرى جائز نيست .
8 - و اما آنچه پرسيدى راجع بميوه اموال ما كه ما ره بدان عبور مىكند و از آن برميدارد مىخورد آيا براى او جائز است ؟ بدان كه جائز است آنچه بخورد و حرامست آنچه با خود ببرد .
47 - ابو بصير گويد به امام پنجم عرضكردم آسانتر چيزى كه بنده بدان بدوزخ ميرود چيست ؟
فرمود كسى كه از مال يتيم يكدرهم بخورد يتيم ما هستيم .
مصنف اين كتاب گويد معنى يتيم در اينجا بىقرين است و پيغمبر را هم به همين معنى يتيم ميگفتند و همچنين هر امامى بعد از او يتيم است و آيه 10 سوره نساء در باره خوردن اموال يتيمان بظلم و ستم در باره آنان نازل شده است و بعدا در باره سائر ايتام هم مجرى گرديده است .
گويند در يتيم و در را يتيم توصيف كنند براى خاطر آنكه بىقرين و نظير است .
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠٠