مغيريه تراشيده دليلى است كه يهود بر رد اسلام آوردهاند زيرا هميشه آنها حجت آوردهاند كه نبوت موسى مورد اجماع ما و شما است و نبوت محمد مورد اختلاف است و ما اجماعى را اخذ ميكنيم و اختلافى را رد ميكنيم و سرزنش او باختلاف مذاهب و به آن كه هر فرقه براى خود از امامش روايت دارد از براهمه گرفته شده زيرا براهمه عينا به همين اعتراض بخصوص اسلام ايراد كنند و اگر ترس اين نبود كه دست آويزى بدست مخالفين اسلام افتد بيان آنها را كاملا تقرير ميكردم ، خدا بشما سعادت روزى كند امامت نزد ما بنص درست است و ظهور فضل و علم به احكام دين و اعراض از قياس و اجتهاد در واجبات سمعيه و فروع آن ، از اين راه ما امامت امام را مىشناسيم و در باره اختلاف شيعه به زودى سخن قانعكننده اى ميگوئيم .
اعتراض ديگر از صاحب كتاب اشهاد و جواب آن
( 2 ) صاحب كتاب گفته اختلاف فرق اماميه يا از جانب خودشان است يا بوسيله محدثين و ناقلين اخبارشان يا از طرف امامانشان اگر ائمه آنها باعث اختلافند بايد گفت امام كسى است كه موجب جمع كلمه باشد نه كسى كه باعث اختلاف امت گردد خصوص نسبت بدوستانش و كسانى كه از آنها تقيه ندارد ، چه فرق است ميان اماميه با وجود امام و حجت خدا و امت بىامام و سر خود كه اماميه آن را عيب دانند زيرا همان عيوب بىامامى در اماميه موجود است اختلاف كنند و همديگر را تكفير نمايند و اگر اختلاف آنها بوسيله ناقلين اخبار است كه دروغ نقل كردهاند پس چه اطمينانى است كه در اصل نقل امامت هم دروغ نقل كرده باشند خصوص اگر كسى كه مدعى امامت او هستند وجود خارجى نداشته باشد شخص او ديده نشود و اين خود دليل بر عليه آنها است كه براى امام علم غيب معتقدند با
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠٤