حلال روايات بسيار و مشهور نقل كردهاند و در كتابها نوشتهاند و فضل آن حضرت آشكار شده و خاص و عام فهميدهاند و اين از نشانههاى امامت است و چون اين نشانه در موسى است نه ديگرى دانستيم بعد از پدرش او امام است و نه برادرش وجه ديگر عبد الله بن جعفر مرد و پسرى نداشت و نص بر كسى صادر نكرد و قائلين بامامتش رجوع به امام موسى كردند و فرق ميان اخبار ما و اخبار آنها اينست كه اخبار آنها كم است و موجب علم نميشود تا نسبت به طرف اول و آخر و وسط قطع عذر كند ما اكنون در گذشتگان آنها صحبتى نداريم بلكه ميگوئيم نسبت به همين امروز از حمله اخبار و ناقلين آثار عدديكه به حد تواتر رسد بدست ما بدهند چنانچه نسبت بمذهب خود بدست شما ميدهيم اگر توانستند قول آنها ظاهر است و پيروز است و اگر درماندند فرق ميان ما و آنها ظاهر است در اين مقابله فعلى و ما بعد آن را هم به آنها بخشيديم و اين واضح است به حمد الله .
رد اعتراض صاحب كتاب و رد مذهب واقفه
( 2 ) و اما واقفيه بر موسى عليه السلام مثل واقفيه بر امام صادق هستند ما كه در موت هيچ كدام از گذشتگان حضور نداشتيم و موت آنها براى ما باخبار ثابت شده اگر كسى توقف بر يكى از آنها كرد گوئيم با ورود اخبار بموت همه چرا توقف بر ديگرى نكرده و در اينجا جوابى ندارد .
صاحب كتاب گفته يك فرقه بامامت موسى معتقد شدند و بعد از وى پسرش على بن موسى را امام دانستند و معتقدند كه او بحسب وراثت و وصيت مستحق امامت است سپس امامت را در فرزندان او دانند تا برسد بحسن بن على عسكرى ع و براى او ادعاى پسرى كنند و او را خلف صالح نامند و امامت را بعد از على بن محمد در پسرش محمد بن على دانستهاند كه پيش از
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩٩