تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

در شبهه طائفه خطابيه و رد آن « 1 »

( 1 ) صاحب كتاب در مقام اعتراض بر اماميه گفته اين فرقه خطابية هستند كه براى جعفر بن محمد از طرف پدرش ادعاى امامت دارند طبق وراثت و وصيت و منتظر رجعت او هستند و مخالف امامان ديگرند و گمان دارند كه با شما در امامت جعفر موافقند و در غير او مخالفند من با اعتماد به خدا ميگويم امامت به صرف موافقت و مخالفت ديگران درست نميشود همانا بدليل و برهان درست است خطابيه مردمى هستند غالى مذهب و ميان غلو و اماميه هيچ ارتباطى نيست و گمان دارم صاحب كتاب خطا رفته و اگر گويد مقصود من آن فرقه ايست كه بر امام صادق توقف كرده‌اند به اين فرقه بايد گفت ما ميدانيم امام بعد از جعفر بن محمد امام موسى است به همان دليلى كه شما دانستيد امام بعد از محمد بن على جعفر ( ع ) و ميدانيم كه امام صادق فوت كرده چنانچه ميدانيم پدرش فوت كرده و فرق ميان ما و شما همان فرق ميان شما است با سبائيه و واقفه بر امير المؤمنين ( ع ) و هر چه خواهيد بگوئيد و به صاحب كتاب ميگوئيم فرق ميان تو و كسانى كه امامت را در اولاد عباس و جعفر و عقيل يعنى آنها كه داراى علم و فضل هستند تجويز ميكنند چيست ؟ و دليل هم مىآورند كه لغت و عرف شامل آنها هست و ميگويند رسول خدا همه عترت را مشمول حكم دانسته و فقط اختصاص براى امير المؤمنين و حسن و حسين قائل نشده براى ما بيان كن
هامش
« 1 » در تبصرة العوام راجع بخطابيه گويد - ايشان گوييد كه ابو الخطاب اسدى نبى بود و بعد از آن دعوى خدائى كرد و بعضى گفته‌اند كه امام جعفر صادق ( ع ) خدا بود و ابو الخطاب از او فاضلتر بود و بعد از آن تناسخى شدند ايشان را گوئيم كه اگر ابو الخطاب فاضلتر از صادق عليه السلام بود پس چگونه صادق ( ع ) خدا باشد و اگر صادق خدا بود بنا بر اصل مذهب شما محال باشد كه ابو الخطاب از او بهتر و فاضلتر باشد يا مثل او باشد