روشنى دارد براى آن كه پيغمبر ( ص ) فرموده من در ميان شما ميگذارم چيزى را كه تا بدان تمسك جوئيد هرگز گمراه نشويد كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم ، در اين بيان ما را دلالت كرده كه حجت بعد از او از عجم و سائر قبائل عرب نيست بلكه از عترت و خاندان او است سپس قرينه آورده كه مقصود خود را فهمانيده فرموده اين دو از هم جدا نباشند تا سر حوض بر من درآيند بما اعلام كرده كه حجت از عترت و از قرآن جدا نيست و ما هم تا به كسى كه از قرآن جدا نيست تمسك كنيم گمراه نشويم ، كسى كه از قرآن جدا نيست و بر امت لازمست به او تمسك جويند لازمست به حكم عقل كه 1 - قرآن را درست بداند ، بر آن امين باشد ناسخ و منسوخ و خاص و عام واجب و مستحب و محكم و متشابه آن را بداند تا هر كدام را به جائى كه خدا معين كرده بگذارد مؤخر را مقدم نكند مقدم را مؤخر نكند .
2 - بايد همه علوم دين را بداند تا در موقع اختلاف امت و نزاع در تأويل كتاب و سنت تمسك بوى و گفته وى ممكن باشد .
اگر يك چيزى از قرآن را نداند تمسك بوى در آن ممكن نيست و امين بر قرآن نيست و جائز است بغلط رود ناسخ را جاى منسوخ گذارد و محكم را بجاى متشابه و مستحب را بجاى واجب و غلطهاى بسيار كند و اگر چنين باشد حجت و ديگران برابر باشند و چون اين گفته فاسد باشد گفته اماميه درست آيد كه حجت از عترت همان است كه جامع علم دين و معصوم و امين بر قرآنست اگر زيديه در ميان امامان خود كسى جامع اين اوصاف دارند ما اول مطيع او هستيم و اگر نه بايد از حق پيروى كرد .
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٨٨