امامت جعفر نزد ما ثابت است مقصودش جواب سائل بوده و اظهار آنكه اهل بيت ائمه تمام نشدهاند بطورى كه هيچ كس از آنها باقى نباشد .
اينكه گفته است هر مطاعى معبود است خطائيست بزرك زيرا معبودى جز حق ندانيم و ما همه مطيع رسول خدا ( ص ) هستيم و او را نمىپرستيم اما گفتار او در پايان كتابش كه گفته ميگوئيم طرف مناظره و خطاب كسانى هستند كه اجماع دارند بر آنكه بايد امام قائمى از اهل بيت باشد كه حجت خدا بوجود او بر خلق تمام شود تا آنجا كه گويد درست است كه در اين خانه چراغى هست ولى ما حاجت بدخول آن نداريم ما در اينجا با او خلافى نداريم كه لا بد از اهل اين بيت بايد امامى باشد كه حجت خدا بر خلق باشد اختلاف ما در وضع قيام و ظهور و غيبت او است مثلى كه بعنوان خانه و چراغ زده است آرزو است و گفتهاند آرزو رأس المال مفلسان است ما از روى حقيقت يك مثلى مىآوريم كه برخوردى به طرف نداشته باشد و ستمى بر او نباشد بلكه منظور درستى باشد .
ميگوئيم ما و مخالفين خود اتفاق داريم كه فلان در گذشته و دو پسر دارد و يك خانه مستحق خانه از دو پسران يك است كه با يك دست هزار رطل بردارد و خانه تا روز قيامت اختصاص بنسل او خواهد داشت و ميدانيم يكى از آن دو مىتواند حمل كند و ديگرى نمىتواند محتاج شديم آن حامل هزار رطل را بشناسيم به محل آنها شتافتيم مانعى از ديدار آنها رخ داد ولى ديديم جمعيتهاى بسيار در شهرهاى دور از هم گواهند كه به چشم خود ديدهاند پسر بزرگتر حامل هزار رطل است و در يك محله جمع اندكى گواهند
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٤٥