و من خدمت آقا و مولايم امام رضا ( ع ) رسيدم و مورد بحث مردم را به آن حضرت اعلام كردم لبخندى زد سپس فرمود : اى عبد العزيز مردم نادانند و در دين خود فريب خوردند ، راستش خدا عز و جل پيغمبر خود را قبض روح نكرد تا دين خود را كامل كرد و قرآن را به دو نازل كرد كه بيان هر چيزى در آنست و حلال و حرام و حدود و احكام و هر آنچه مردم بدان نيازمندند بطور كلى در آن بيان كرده و فرموده ( 38 - الانعام ) ما چيزى را در قرآن كم نگذارديم - و در حجة الوداع كه پايان عمرش بود به او نازل كرد ( 5 - المائده ) امروز دين خود را براى شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما پسنديدم - امر امامت از كمال دين است ، و پيغمبر در نگذشت تا براى امتش همه معالم دين را بيان كرد و روشهايش را توضيح داد و آنها را به راه راست گماشت ، و على ( ع ) را سرور و امام آنها نمود و چيزى كه امت بدان نيازمند باشند بجا نگذارد جز اينكه بيان كرد ، هر كه پندارد خدا دينش را كامل نكرده كتاب خدا را رد كرده و هر كه كتاب خدا را رد كرده كافر شده آيا قدر امامت و موقعيت آن را در امت فهميدند تا انتخاب آنها در باره آن روا باشد .
امامت مقامى است كه خداوند آن را مخصوص ابراهيم ( ع ) ساخت پس از درك مقام نبوت و خلت و آن را درجه سوم او نمود و وى را بدان شرافتمند كرد و نامش را بلند آوازه نمود و جل و عز فرمود ( 124 - البقره ) و آنگاه كه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى آزمود و آنها را درست ادا نمود و فرمودش راستى من تو را براى مردم امام ساختم - حضرت خليل از شادمانى به اين مقام عرض كرد - و از نژاد من هم ؟ فرمود فرمان من بستمكاران نرسد - اين آيه امامت هر ظالمى را تا روز قيامت باطل كرد و آن را
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 461
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٤٦١