گمراهى و معنى آنست تا به اين صفت است و اگر از راه نافرمانى بر پايه تمرد و بىاعتنائى و سهلانگارى بدان گرايد كفر است ، و اگر از راه ميل بتدين بدان گرايد بملاحظه تأويل و تقليد و تسليم و رضا بگفته پدران و گذشتگان خود شرك آورده و كم است كه انسان بگمراهى بپايد و ميل و هواى نفسش او را ببعضى از آنچه شرح داديم نكشاند .
معنى فسق
هر گناه كبيره ايست كه مرتكب آن گردد ، براى لذت و شهوت و شوق غالب بدان درآيد اين فسق است و مرتكبش از ايمان بدر است از نظر فسق ، و اگر آن را ادامه دهد تا به حد سهل انگارى و بىاعتنائى بكشد از نظر سهل انگارى و بىاعتنائى كافر است .
و معنى ارتكاب گناهان كبيره كه ايمان را تباه سازد اينست كه غرق معاصى كبيره شود بىتمرد و تدين و نه براى لذت و شهوت بلكه براى حميت و غضب پر دستاندازى كند ( 1 ) ، و دشنام دهد ، و بكشد ، و اموال را بگيرد ، و حقوق را حبس كند ، و جز اينها از گناهان كبيره اى كه مرتكبش از راه لذت نميكند ، و از اين قسم است سوگندهاى دروغ و گرفتن ربا و جز آنها كه مرتكبش براى لذت انجام نميدهد مانند ميخوارى ، و زنا و بازى سرگرم كن ، مرتكب همه اين گونه اعمال ايمان را تباه كرده و از آن بدر آمده براى اينكه از اين راه مرتكب كبيره شده ، ولى مشرك و كافر و گمراه نيست بلكه نادانى كرده بيك نوع نادانى كه ما شرح داديم . و اگر ميلش او را بكشاند بيكى از انواعى كه شرح كرديم از براى مرتكبين ، حال آنها را پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) كذا و يحتمل تصحيفه من القذف .