فراهم است ، راستى چيزى كه در عيانست نخست خودش را شناسند و سپس صفتش را ولى معرفت صفت غائب بر ذات خود او مقدم است . به او گفته شد چگونه شناخت عين حاضر در ديده پيش از صفت آنست ؟
فرمود : آن را ميشناسى و آن را ميدانى و خود را هم به او ميشناسى ، و خود را بوسيله خود و از پيش خود نميشناسى . تو ميدانى كه هر چه دارى از او است ، و بوسيله او است چنانچه برادران يوسف بيوسف گفتند ( 90 - يوسف ) : راستى تو يوسفى ؟ گفت منم يوسف و اينست برادرم ، و يوسف را به خود او شناختند و بوسيله ديگرى او را نشناختند ، و از پيش خود آن را تو هم نكردند ، آيا نبينى كه خدا فرمايد ( 60 - النمل ) شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد . ميفرمايد شما حق نداريد از پيش خود امامى نصب كنيد ، و او را بهواى دل و خواست خود بر حق بخوانيد ، سپس امام صادق ( ع ) فرمود : سه كسند كه خداوند در روز قيامت با آنان سخن نكند ، و به آنها نظر نيندازد ، و آنها را پاك نداند ، و عذاب دردناكى هم دارند : هر كه درختى بروياند كه خدايش نرويانيده است يعنى كسى كه امامى را نصب كند كه خدا معينش نكرده است ، يا انكار كند امامى را كه خدا او را معين كرده و منصوب نموده ، و كسى كه پندارد اين دو كس در اسلام سهمى دارند با اينكه خدا فرموده است : ( 69 - القصص ) و پروردگار تو است كه خلق مىكند هر چه خواهد ، و اختيار دارد و براى آنان اختيارى نيست .
صفت ايمان
فرمود : حقيقت شرح ايمان اقرار و خضوع براى خدا است باقرار بندگى و تقرب به حضرت او بان ، و انجام هر واجبى از خرد و كلان با دانائى از سرحد توحيد تا پائينتر ، و تا آخر ابواب طاعت به ترتيب از بالا به پائين ، همه بهمراه هم و پيوست با هم ، و هر گاه بنده اى آنچه را بر او واجب است اداء