گرفتار شوند و اگر همان ثواب كارهاى دلخواه را بخواهى ثوابت كم باشد ، خدا ما و شما را وادار بصبر بر بلا و شكر بر نعمت كند ، و ما و شما را بشماتت دشمن حسود هرگز گرفتار نكند و السلام .
9 - مردى نزدش آمد و از او خواهشى كرد در پاسخ او فرمود : راستى سؤال خوب نيست مگر براى پرداخت غرامت سنگين ، يا بينوائى خاكنشين ، يا تعهد مالى مهم . آن مرد گفت من جز براى يكى از اينها نيامدم و دستور داد صد اشرفى به او دادند .
10 - بفرزندش على بن الحسين ( ع ) فرمود : پسر جانم مبادا بر كسى كه جز خدا عز و جل در برابر تو ياورى ندارد ستم كنى .
11 - مردى از او معنى قول خدا را پرسيد كه فرمود : « * ( وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) * » حضرت به او فرمود خدا او را امر كرده تا آنچه در دين به او نعمت داده باز گويد .
12 - مردى از انصار خواست از او حاجتى بخواهد فرمود : اى برادر انصار آبرويت را از خواهش كردن حضورى و روبرو نگهدار و حاجتت را در نامه اى به من بنويس زيرا آنچه تو را شاد كند عمل كنم ان شاء الله . او نوشت اى ابا عبد الله فلانى از من پانصد اشرفى ميخواهد و اصرار دارد بگيرد با او بگو به من مهلتى بدهد چون حسين ( ع ) نامه را خواند بمنزلش رفت و كيسه اى آورد كه هزار اشرفى بود و به او فرمود : با پانصد اشرفى وام خود را بپرداز و با پانصد اشرفى ديگر زندگى خود را اداره كن و جز بيكى از سه كس حاجت مبر : مرد ديندار ، يا صاحب مروت ، يا خانواده دار ؛ اما ديندار براى
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٢٥١