تشريح المسائل
* مراد از ( احدهما ) در ابتداى متن چيست ؟
يكى از دو طريق ( مفهوم وصف ) و ( مفهوم شرط ) است در تمسّك به آيهء شريفه جهت اثبات حجيت خبر عادل .
* مراد از ( انّ الاستدلال ان كان راجعا الى اعتبار مفهوم الوصف . . . ) چيست ؟
اين است كه مستشكل مىگويد :
اگر استدلال شما به آيهء شريفهء ( نبأ ) از راه مفهوم وصف باشد ، يعنى وجوب تفحص معلق بر فسق فاسق باشد ، دلالت مىكند بر اينكه : اگر اين وصف ( فسق ) منتفى شد و مخبر عادل بود ، حكم ( يعنى :
امر به تبيّن ) نيز منتفى مىشود و تبيّن واجب نمىآيد .
* مراد از عبارت ( ففيه : انّ المحقّق فى محلّه عدم اعتبار المفهوم فى الوصف . . . ) چيست ؟
پاسخ خود مستشكل است به استدلال از طريق مفهوم وصف مبنى بر اينكه : در باب الفاظ ثابت است كه جملهء وصفيّه داراى مفهوم نيست و دلالت بر انتفاء عند الانتفاء نمىكند ، چرا كه ، اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند و لذا استدلال مذكور عقيم است .
* مراد از عبارت ( خصوصا فى الوصف الغير المعتمد على موصوف . . . ) چيست ؟
اين است كه : اگر وصف مفهوم ندارد ، به طريق اولى ، اوصافى كه موصوفشان در عبارت مذكور نباشد ، مفهوم ندارد ، چرا كه اين گونه از و صفها به لقب شبيهترند تا به جملهء وصفيّه .
* بيان تفاوتى كه در وصف معتمد بر موصوف و وصف غير معتمد بر موصوف وجود دارد چگونه است ؟
بدين نحو است كه امكان دارد در اوصافى كه معتمد بر موصوفاند گفته شود :
آوردن وصف بايد دلالت كند بر اينكه با نبودن اين وصف ، فلان حكم نيز بايد از اين موصوف نابود شود و گرنه لغو لازم مىآيد ، و لغو باطل بوده و از مولاى حكيم صادر نمىشود . لكن در مورد وصف غير معتمد بر موصوف ، سخن فوق جايى ندارد ، چرا ؟
زيراكه خود عنوان ذكر شده و مثل : اسم و لقب است و همانطور كه :
1 - اكرم زيدا ، بر عدم وجوب اكرام به بكر دلالت ندارد ، چرا كه موضوع ديگرى است .
2 - و اطعم الفقير كه لقب است دلالت بر عدم وجوب اطعام سادات ندارد ، چرا كه موضوع ديگرى است .
3 - و اكرم العالم دلالت بر عدم وجوب غير عالم ( جاهل ) ندارد .
ما نحن فيه هم از همين قبيل است . يعنى وصف فاسق كه موضوع حكم است دلالت بر عدم