فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً *
و يا
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
و يا
حَرَّمَ الرِّبا
و يا
أَقِيمُوا الصَّلاةَ . *
* قبل از ادامهء بحث بفرمائيد آيا مىشود مجمله و يا مطلقه بودن يك آيه مختلف باشد ؟
بله ، بر اساس مبانى مختلف .
* در تبيين مدعاى فوق مثال بزنيد ؟
فى المثل ؛ در باب صحيح و اعم :
چنانچه بناى ما بر اين باشد كه الفاظ عبادات و معاملات در خصوص عبادت و يا معامله صحيحه ( معاملهاى كه واجد تمام اجزاء و شرايط است ) وضع شدهاند ، هرجا كه در شرطيت يا جزئيت چيزى شك كنيم ، نمىتوانيم به اطلاق كلام تمسك كنيم ، در نتيجه كلام مجمل مىشود . و اگر بناى ما بر اين بود كه الفاظ مذكور براى اعم از صحيح و فاسد وضع شدهاند ، هنگام شك در شرطيت و يا جزئيت چيزى ، مىتوانيم به اطلاق كلام تمسك كنيم يعنى بگوئيم :
اگر اين جزء مثلا و يا اين شرط مشكوك در غرض مولى دخالت داشت ، قطعا آن را مىآورد . فى المثل مىفرمود : اقيموا الصلاة مع السورة و هكذا . . .
و از آنجا كه نفرموده است ، معلوم مىشود كه شرط يا جزء مشكوك در غرض وى دخيل نمىباشد در نتيجه : كلام مطلق مىشود .
* با توجه به مطالبى كه گذشت حاصل پاسخ دوّم شيخ به اشكال مورد نظر چيست ؟
اين است كه :
1 - كه آيات مجمل هستند ، چنانچه خبر واحد موثقى وارد شد و مراد آيه را توضيح داد ، نمىتوان گفت كه چنين خبرى مخالف با آيه است ، چرا ؟
زيرا كه آيه مجمل بوده و دلالتى ندارد تا منافى خبر باشد يا نباشد .
پس : اينگونه روايات مفسر آياتاند نه مخالف آنها ، آنچنانكه بخش عمدهاى از روايات ما از اين قبيلاند . در نتيجه : شق سوّمى هم پيدا شد ، و لذا به مستشكل مىگوييم : دليل شما اخصّ از مدّعى است .
2 - و در مواردى كه آيات مطلقه هستند ، چنانچه خبر واحدى وارد شود كه دلالت بر تقييد مىكند ، هيچگونه تنافى و اختلافى وجود ندارد ، بلكه خبر ، مقيد ، مفسر ، مكمل آن مطلقه است .
* چه تفاوتى ميان عام و مطلق وجود دارد كه شما عام و خاص را مخالف به شمار مىآوريد و نه مطلق و مفيد را ؟
تفاوت در اين است كه :