2 - وقتى اظهار چنين مطلبى واجب باشد ، پذيرفتنش بر شنونده لازم و واجب است ، و الا وجوب اظهار لغو و بيهوده است .
پس اگر راوى اهل علمى ، ابتداء و بدون مسبوقيت به سؤال بگويد از امام عليه السّلام شنيدم كه فرمود چنين و چنان .
قبول آن بر مستمعين واجب است ، چرا كه كلام وى حجّت است .
به عبارت ديگر : اگرچه آيهء سؤال به ظهور لفظى اين بخش از روايات را ( كه مورد سؤال واقع نمىشود ) شامل نمىشود ، لكن با تنقيح مناط آنها را نيز دربر مىگيرد . چرا ؟
زيرا وجوب سؤال و به دنبال آن وجوب قبول جواب ، عبارتست از حجيت قول اهل ذكر ، و الّا مسبوق بودن به سؤال خصوصيتى ندارد .
به عبارت ديگر ، چون قول اهل ذكر و راوى حجّت است ، يجب السؤال و سپس يجب القبول ، نه اينكه چون سؤال واجب شود ، قبول هم واجب مىشود .
پس اگر مناط ، حجيّت قول راوى باشد ، اين مناط در ساير رواياتى هم كه در جواب سؤال نيستند وجود خواهد داشت .
پس با همين مناط آن روايات نيز حجّت خواهد بود . بنابراين دليل اخصّ از مدّعا نيست ، بلكه دليل با مدّعا مساوى است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٨