1 - مثل : قول زن نسبت به ما فى الارحام و نسبت به طهر و حيض .
2 - و مثل : قول خبرهء واحد در باب تعيين قيمت متلفات
3 - و مثل : قول دو عادل در باب شهادت بر يك حق مالى و يا جانى و . . .
مىتوان گفت حال كه اظهار واجب شده آنهم به قول مطلق ، پس قبول هم بايد واجب باشد و گرنه لازم مىآيد كه اظهار لغو باشد ، لكن موارد مذكور و امثال آن به طور كلى از موضوعات بوده و ربطى به احكام ندارند و حال آنكه بحث ما در باب خبر واحد در احكام است .
* سومين اشكال وارده بر استدلال به آيهء كتمان در حجيّت خبر واحد چيست ؟
اين است كه شايد وجوب اظهار ، و وجوب قبول تعبّدى باشد يعنى چه براى تو يقين حاصل شود ، چه نه و چه حق را بشناسى يا نه ، پس از اظهار مظهر واجب است اظهاراتش را قبول كنى .
بنابراين آيهء كتمان به درد مسئله مورد بحث ما ( يعنى حجيّت خبر واحد ) مىخورد .
لكن امكان دارد كه خداى تعالى اظهار را واجب كرده باشد كه در اين صورت مظهر حق زياد شده ، در نتيجه حق واضحتر و جلىّ مىگردد ، لذا از باب علم عمل مىشود و نه از روى تعبد .
پس آيهء كتمان در اثبات حجيّت خبر واحد كاربرد ندارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٥