ترجمه :
( ادامهء روايات مورد استشهاد )
و از جمله روايات مزبور ، روايتى است كه آن را در كتاب كافى ( در باب آنچه بعد از رحلت امام بر مردم لازم است ) از صحيحهء يعقوب بن شعيب نقل نموده كه مىگويد :
به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : زمانى كه حادثه موت بر امام پيش آيد مردم چه بايد بكنند ؟
فرمود :
كجاست فرمودهء حق تعالى كه مىفرمايد :
فَلَوْ لا نَفَرَ . . . .
و سپس فرمود :
مردم تا زمانى كه در طلب امام بعدى هستند ( اگر خلاف و اشتباهى كه ناشى از عدم دسترسى به معصوم است از آنها صادر گردد ) در عذرند . و كسانى كه ( به واسطهء مانعى از موانع به طلب امام نرفتهاند ) بلكه منتظرند كه اصحاب و يارانشان براى آنها خبر بياورند ، در صورت مخالفت مزبور ، معذورند .
و از جمله روايات مزبور ، روايت صحيحه عبد الاعلى است كه مىگويد :
از امام صادق عليه السّلام ، دربارهء سخن اهل سنت كه مىگويند : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمودهاند :
كسى كه بميرد و امامى برايش نباشد ، به مردن زمان جاهليت مرده است ، سؤال كردم حضرت فرمود : به خدا قسم سخن حقّى است .
عرض كردم : اگر امامى رحلت كرد ، درحالىكه شخصى در خراسان است و نمىداند كه چه كسى وصى اوست ، آيا در سعه نيست ؟
فرمود : در سعه نمىباشد ، زيرا هنگامى كه امامى رحلت مىكند ، حجيّت وصيتش بر كسانى كه با وى در يك شهر هستند اعلام مىشود ، و نفر و كوچ براى كسانى كه در شهر وى زندگى نمىكنند ، وقتى خبر ( رحلت ) امام به گوششان رسيد ، جهت علم به وصى او حقّ ( واجب ) است .
زيرا خداى تعالى مىفرمايد :
فَلَوْ لا نَفَرَ . . . .
و از جمله روايات مزبور روايت صحيح محمّد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام است كه در آن آمده است كه :
در محضر امام عرض كردم : اگر امام رحلت كند آيا مردم در نشناختن امام بعدى در توسعه و عذر هستند ؟
پس فرمود :