آنان كه از دعا كردن عاجزند
از پيامبر روايت شده است كه :
« إنّ أعجز الناس مَن عجز عن الدعاء
، وأنّ أبخل الناس من بخل بالسلام »
. ( بحار الانوار
، ج 93
، ص 291 )
« عاجزترين مردم كسى است كه از دعا كردن عاجز باشد و بخيلترين مردم آن است كه در سلام كردن بخل ورزند . »
تضرّع به خدا و ارتباط با او و كوفتن درِ آستانهء الهى ، هيچيك نيازمند اسباب و وسيله نيست ، جز اين نيست كه بايد زبان را بجنباتى و دل را به خدا بپيوندى .
پس اگر كسى را بيابيم كه گرفتار مصيبتى شده و مبتلاى رنجى گشته . امّا در همين حال براى دفع رنج و مصيبت خود خدا را نمىخواند ، همانا او از عاجزترين مردم به شمار مىآيد .
هر كدام از ما مقدار زيادى از اين ناتوانى و درماندگى را با خود داريم ، زيرا ما در زندگى خود از مشكلات بسيارى رنج مىبريم و با كمبودها و نقاط ضعف فراوانى روبرو هستيم و كسى هم نيست كهادّعاى كمال كند و بگويد كه از هيچمشكلى گلهمند نيست . پس ناتوانى در ما وجود دارد و از همه طرف بر ما احاطه يافته است امّا با اينهمه مىبينيد كه ما خدا را نمىخوانيم . پس اگر اخلاق تو بداست خدا را بخوان تا آن را اصلاح كند ، اگر عملت كم است از خدا بخواه تا زيادش كند ، اگر از سست ارادگى رنج مىبرد خدا را بخوان تا ارادهات را قوى سازد و اگر وضع اقتصاديت دچار تنگناست يا صاحب فرزند نمىشوى خدا را براى رفع مشكلت بخوان .
دعا را بايد از حضرت سليمان بياموزيم كه از خداوند خواست او را آنچنان ملك و سلطنتى دهد كه شايستهء هيچكس پس از وى نباشد و خدا دعايش را مستجاب كرد و آنچه خواست به او عطا فرمود .