از آن جهودان و آمونتوس « 1 » پادشاه لوكايونيا و گالانيا همچنين پادشاه ماد دستههايى به يارى او فرستاده بود .
اما زور و سپاه قيصر دويست و پنجاه كشتى جنگى و هشتاد هزار پياده و سوارهاش به اندازه سوارهء دشمن بود . خاك آنتونيوس از رود ايوفراتيس ( فرات ) و ارمنستان تا كنار درياى يونان و الوريا و خاك قيصر از الوريا تا اقيانوس غربى و به امتداد اقيانون تاتوثكانا « 2 » و درياى سيكيليا بود در آفريقا . قيصر همه كنارهاى دريا را كه در روبروى ايتاليا و گول و اسپانيا نهاده در دست داشت و همه سرزمينهايى كه از كورينى « 3 » يا ايثيوپيا « 4 » مىكشد از آن آنتونيوس بود .
آنتونيوس اين زمان چندان خود را بىاختيار ساخته و رشته اختيار را به دست كلئوپترا سپرده بود كه با آنكه زور و سپاه او در خشكى همهگونه برترى بر زور و سپاه دشمن داشت به پاس دلخواه كلئوپترا جنگ در آب را برگزيد .
با آنكه مىديد كه سركردگان او در سراسر يونان مردم بدبخت را به فشار گزارده هر مسافر و هر چهارپادار و هر برزگر و هر پسر بچه را در كشتيها به كار برمىگمارند كه با اين همه بيشتر كشتيهاى او پاروزن نداشت و يا مردانى كه نيازمند آنها بود بسيار كمتر داشت .
ولى از آن سوى كشتيهايى قيصر نه براى بزرگى حجم يا از بهر زيبايى بيرون بلكه براى انجام كار ساخته شده كه بسيار چابك و سبك بود و هر يكى هر اندازه مرد كه نيازمند بود .
درون خود فراهم داشت . قيصر از تارنتوم يا برندسيوم كه مركز زور و سپاه او بود به انتونيوس چنين پيغام فرستاد .
جنگ را به تأخير نيانداز و با كشتيها و سپاهيان خود جلو بيا . من براى كشتيهاى تو بندرهاى ايمن و آزاد داده نيز براى پياده شدن سپاهيان زمين واگزار مىكنم و از كنار آب تا يك ميدان اسب زمينها را براى تاختوتاز سوارگان به تو وامىگزارم .
آنتونيوس با لحن دليرانه كه شيوهء او بود پاسخ داد و با آنكه پيرتر از قيصر بود او را به جنگ تن به تن بخواند و سپس گفت :
اگر او اين دعوت مرا نپذيرفت خوب است كه در دشت فارساليان « 5 » كه قيصر بزرگ و
هامش
( 1 ) .Amyntus( 2 ) .Tuacan( 3 ) .Curene( 4 ) .Asthiopiaمقصود حبشه است .
( 5 ) .Pharsaliaجايى در يونانستان در تسالى .