شدند ، نبودهاند . ديگر اعضاء آن خاندان نيز دچار همين سرنوشت شدند . از سكهها « 1 » پيداست كه در آن زمان در اوزگند جلال الدين قادر خان حكومت مى كرده . وى مانند پدر خود عثمان لقب « الغ سلطان » ( يعنى سلطان بزرگ ) داشته . به ظن قوى او نيز دچار همان سرنوشت شد « 2 » . اعزام فوج به اسفيجاب نتيجهء وصول خبر نيرو گرفتن كوچلك بوده است . كوچلك كه گور خان را اسير ساخته بود ، پسر خان كاشغر را كه در اسارت قراختائيان بوده آزاد كرد و به كاشغر فرستاد . وى پيش از آنكه وارد شهر شود « 3 » بدست اميران عاصى كشته شد . به گفتهء جمال قرشى « 4 » ، شاهزادهء مزبور ( ارسلان خان ابو الفتح محمد ) در سال 607 هجرى / 11 - 1210 ميلادى كشته شد ، و از اينجا چنين نتيجه توان گرفت كه اسارت گور خان نيز زودتر از نيمهء اول سال 608 هجرى / 1211 ميلادى صورت گرفته بوده . اين خبر با گفتهء جوينى موافق است . وى ، چنان كه پيشتر ديديم ، دربارهء اين واقعه بىدرنگ پس از داستان عقبنشينى لشكر قراختائيان از كرانههاى تلس ( طراز ) و تسخير بلاساغون ، سخن مىگويد .
كوچلك در زمان حيات گور خان به قدرت واقعى قناعت كرده ، همهء ظواهر و علامات آشكار مقام سلطنت را براى خداوندگار خويش باقى گذاشته بود . به
هامش
( 1 ) - ماركوف ، « فهرست تملكات » ، ص 293 - 292 ؛ ( نيز رجوع شود به :
داويد ويچ ، « مدارك سكهشناسى » . هيئت تحريريه ) .
( 2 ) - ميتوان وى را همان كوچ تگين شوهر خواهر عثمان دانست كه نامش در « لباب الالباب »I، 45 ، آمده . لقب كوچ تگين در سكهها نيز ديده مىشود .
( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 22 ؛ چاپ قزوينى ،I، 48 ؛ 170 .Histoire des Mongols » , t . I , P» .d , Ohsson.
( 4 ) - « متون » ، 133 - 132 .