خلع نشده بوده دشوار به نظر مىرسد .
عثمان سمرقندى « 1 » با محمد خوارزمشاه به گرگانج آمد تا با دختر خوارزمشاه ازدواج كند . جشنهاى عروسى مدتى دراز دوام داشت . و چون عثمان خواست به سمرقند بازگردد تركان خاتون جدا طلب كرد كه داماد به رسم تركان يك سال تمام در خانهء پدرزن زندگى كند . عثمان ناگزير اطاعت كرد . چون در بهار سال 608 هجرى / 1211 ميلادى لشكركشى عليه قراختائيان از سر گرفته شد ، محمد تنها وارد سمرقند گشت و به زودى متوجه شد كه غيبت خان موجب نگرانى مردم شده و دشمنى عليه خوارزمشاه را ميان اهالى برانگيخته است . محمد به متابعت از اوضاع فرمود تا عثمان و زوجهء جوانش را مرخص كنند تا به سمرقند آيند . عثمان آنچه را كه در خور مقام وى بود دريافت داشت . و برادر كوچكش را در خوارزم گذاشتند . محمد به پايتخت خويش بازگشت . به گفتهء ابن اثير نمايندهاى از طرف خوارزمشاه ، باتفاق عثمان به سمرقند گسيل گشت و وى مىبايست از همان حقوقى كه سابقا نمايندهء گورخان داشته برخوردار باشد . جوينى در اينجا راجع به عمليات جنگى آن سال سخنى نمىگويد و بدين سبب درست معلوم نيست كه آيا مطالب روايت نخستين دربارهء خيانت برتنه والى سمرقند حصهاى از حقيقت را واجد است يا نه . فقط به گفتهء جوزجانى « 2 » محمد خوارزمشاه در سال 608 يا 609 هجرى / 1211 يا 1212 ميلادى با لشكرى مركب از 400000 نفر ( ؟ )
هامش
( 1 ) - دربارهء سرنوشت وى رجوع شود به گفتههاى جوينى ( « متون » ، ص 114 - 115 ؛ چاپ قزوينى ،II، 122 ) و ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ،XII، 178 - 177 . )
( 2 ) - ترجمهء راورتى ،I، 264 - 262 ( در چاپ ناسائو - ليس وجود ندارد ) 934 ، ( چاپ ناسائو - ليس ، 329 ) .