در آغاز قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) بلافاصله در مغرب اويغورستان ، نواحئى كه بيشتر ساكنان آن مسلمان بودند ، آغاز مىگرديده « 1 » . و ظهور افواج
هامش
- شركت جست و باتفاق مرگيتيان از آنجا ، از طريق كوچا ، بسوى مغرب گريخت . ولى خود جوينى ، در همان ورق ، مىگويد كه شاهزادگان مرگتى پس از آنكه كوچلك از گور خان اجازهء گردآوردن لشكر متفرق خويش را تحصيل كرد ، در حدود ايميل و قبوق ( در چاپ قزوينى : « قيالغ » ) به وى ( كوچلك ) پيوستند . از سخنان جوينى چنين برمىآيد كه وى كوچلك را با سنگون شاهزادهء كرائيتى - كه او هم به تركستان شرقى گريخته بود - اشتباه مىكند ( رجوع شود به رشيد الدين ، چاپ برزين ، بخشXIII، متن ، 237 ؛ ترجمه ، 148 ) . اين شاهزادهء كرائيتى بيشتر به لقب چينى « سنگون » معروف است و من در تقريظى (ZVORAO، مجلدXI، ص 350 ) نوشتهام كه نام خاص او معلوم نيست . مع هذا نام او را نصير الدين طوسى در « زيج ايلخانى » ( نسخهء خطى موزهء بريتانيا ، ورقb1 ) « ايلاقا » ذكر كرده و در « يوآن - شى » ( فصلI، ورقb5 ) نيز به صورت « ئىلاخا » آمده 180 ، 176 .propos des Comans » , PP» ،Pelliotو در آنجا حدس زده شده كه شكل درست آن « ئىلخا » است ، اما املاى فارسى كلمه اين حدس را تأييد نمىكند ) . در تأليف رشيد الدين - ايلقاخ ( چاپ برزين ، متن ، بخشVII، 125 ؛ ترجمه ، بخشV، 98 ؛ بخشXIII، متن ، 186 و بعد ؛ ترجمه 115 و 282 ) . ( پ . پليو در تقريظى كه به « تركستان » نوشته اظهار عقيده كرده كه شايد هر دو شكل - يعنى « ايلقا » و « ئىئىلقا » وجود داشته ولى شكل اول جنبهء گويشى ( شايد گويش كرائيتى ) داشته و شكل دوم مغولى بوده . رجوع شود به : 24 - 22 .Pelliot , « note sur le Turkestan » , PPهيئت تحريريه ) .
( 1 ) - « چان چون » ، ترجمه كافاروف ، 303 ؛
. 68 .Bretschneider , « Researches » , vol . I . P.