بازگشت و حضور وى نظم را در خراسان برقرار ساخت . بنا به گفتهء ابن اثير « 1 » قيام هرات در نتيجهء رفتار خوارزميان بوجود آمده بود . بمحض اينكه شايعهء ناپديد شدن سلطان انتشار يافت ، امير هرات عهد اتحاد با غياث الدين غورى « 2 » را تجديد كرد ، ولى پس از ورود خوارزمشاه بارى ديگر طرفدار وى گشت . مشاوران خوارزمشاه خداوندگار خويش را قانع ساختند به كسى كه چندين بار سوگند شكسته نمىتوان اعتماد كرد . امير هرات كشته شد و شهر هرات كه وزير امير پيشين در آن تحصن جسته بود فقط پس از محاصرهاى طولانى مسخر گرديد .
اما راجع به خروج كزلى امير نيشابور ( در تأليف ابن اثير « كزليك » ذكر شده ) « 3 » . . . پس از ورود سلطان به نيشابور ( 30 مارس 1208 - اول بهار 605 هجرى ) پسر كزلى به ماوراء النهر نزد قراختائيان گريخت ولى فوجى از خوارزميان در كنار جيحون ( آمودريا ) به او رسيدند و با همراهانش به قتل رسيد .
خود كزلى به خوارزم گريخت . ملكه تركان خاتون اندرزش داد كه به مرقد سلطان تكش پناه برد و ملتجى شود « 4 » ولى بعد از آنكه كزلى به اندرز وى عمل كرد ، خاتون فرمود تا به قتلش رسانند و سرش را براى پسر خود فرستاد « 5 » .
هامش
( 1 ) - چاپ تورنبرگ ،XII، 172 .
( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 122 ؛ چاپ قزوينى ،II، 66 ؛ ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاه » ، چاپ دفرمرى ، 63 . در تأليف ابن اثير دربارهء مرگ امير هرات اندكى ديگر گونه سخن رفته است . همچنين گفته نشده كه موقتا به غياث الدين روى آورده بوده .
( 3 ) - چاپ تورنبرگ ،XII، 172 و بعد .
( 4 ) - به گفتهء ابن اثير ( همانجا ، 103 ) ، تكش مرقد خويش را در مدرسهاى كه خود بنا كرده بود ، ساخت .
( 5 ) - « متون » ، ص 112 ( جوينى ؛ همچنان - در چاپ قزوينى ،II، 72 )