و به قراختائيان داد و مسلمانان سخت از اين عمل منزجر شدند « 1 » . به گفتهء جوينى ، امير ترمذ به توصيهء پدر خويش عماد الدين خود قلعه را تسليم عثمان سمرقندى كرد « 2 » . در اواسط جمادى الاول « 3 » ( دسامبر ) محمد با « اهبتى و هيبتى » تمام وارد هرات شد . غياث الدين محمود در حكومت غور باقى ماند ولى در آنجا هم بالاجبار خويشتن را تابع خوارزمشاه مىدانست و خطبه بنام وى مىخواند و سكه بنام او مىزد . در ماه جمادى الثانى 603 هجرى ( 1207 ميلادى ) « 4 » خوارزمشاه پس از آنكه به هدف ديرين دودمان خويش رسيد به پايتخت خود بازگشت .
بدين قرار محمد خوارزمشاه در مبارزه عليه آخرين رقيبان مسلمان خويش از كمك قراختائيان استفاده كرد . ولى اكنون كه به مقصود خويش رسيده و مقام اولويت را ميان اميران مسلمان مشرق حايز گشته بود ، مسلما نمىتوانست تابع كفار قراختائى باشد و هم براى حفظ نفاذ كلام و حيثيت خود مىبايست مانند شهاب الدين وظيفهء نجات دهندهء مسلمانان را به عهده گيرد . اوضاع و احوال نيز براى وى مساعد بوده زيرا كه در همان زمان در تاريخ اسلام يكى از نهضتهاى بسيار وسيعى ، كه مشرق تركستان و هفت آب و ناحيه كلجيان و
هامش
( 1 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ،XII، 153 - 151 .
( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 121 ؛ چاپ قزوينى ،II، 64 . در تأليف ميرخواند ( تاريخ خوارزمشاهيان ، چاپ دفرمرى 52 - 51 ) بجاى عثمان خوارزمشاه نوشته شده
( 3 ) - در نيمهء جمادى الاول ( به گفتهء جوينى ، رجوع شود به نسخهء خطىGPB، 2 ، 34 ، ورق 121 ؛ چاپ قزوينى ،II، 64 ) .
( 4 ) - در ماه جمادى الثانى ( به گفتهء جوينى ، چاپ قزوينى ،II، 65 ، ورق 121 ) .