مادر قيدو از قوم بكرين يا مكرين [ در جلد اول جامع التواريخ چاپ ع . ع . عليزاده « بكرين » آمده است ] بوده كه در سرزمين كوهستانى مجاور اويغوران مىزيستهاند « 1 » . بنا به گفتهء رشيد الدين بكرينيان نه مغول بودند و نه اويغور ( به هر تقدير قيدو ، از لحاظ ظاهر ، مغولى پاك بوده است . رشيد الدين « 2 » وى را مردى متوسط القامه كه بالكل ريش نداشت معرفى مىكند . ريش او عبارت از نه تار موى جدا از يكديگر بوده است ) . بكرينيان در صعود بر كوه مهارت فراوان داشتند و از اين رهگذر در جنگ بسيار مفيد بودند . قيدو ايشان را به كسان و اطرافيان خويش ملحق ساخت . وى در عين حال از جنگ ميان آلغو و بركه استفاده كرده مساعدت و خدمت خويش را به بركه عرضه داشت .
قيدو به يارى جوچيان [ توشيان ] « بعضى ولايت بدست فرو گرفت » « 3 » .
ميرخواند مىگويد « 4 » كه بركه [ بركا ] چون تقاضاى استمداد او را دريافت داشت « فرمود كه زايجهء طالع او را [ منجمان ] به نظر احتياط درآورند تا از دلايل نجومى سعادت و شقاوت خدمتش معلوم گردد . . . [ و چون ] از امارات سماوى
هامش
- 121 : « و شراب و قميز و نمك نخورد » . همينجا شمايل ظاهر قيدو نيز وصف شده است .
در ديگر نسخ خطى رشيد الدين و چاپ بلوشه اين داستان وجود ندارد . - تحريريه ) .
( 1 ) - رشيد الدين ، چاپ برزين ، متن ، بخشVII، 166 ( « بكرين . . . نه مغولاند و نه اويغور » ) ؛ ترجمهء ، بخشV، 129 .
( 2 ) - نسخهء خطىV , GPB، 3 ، 2 ، ورق 1045 ؛ ( « متون » ، ص 121 ) .
( 3 ) - رشيد الدين ، نسخهء خطىGPBدرن 289 ، ورق 150 ؛ ( چاپ بلوشه ، 8 : « [ قايدو ] با اوروق جوچى آغاز دوستى نهاد و بمعاونت ايشان بعضى ولايت به دست فرو گرفت » ) .
( 4 ) - ( چاپ لكنهو ،V، 65 ) .