بداند » « 1 » .
تأثيرى كه اقامت سمبات [ نام نويسندهء ارمنى نامهء ياد شده است ] در سمرقند در وى كرده ، خود گواه مبارزهايست كه ميان مسلمانان و مسيحيان آن شهر جريان داشته بود . روايت عجيب و غريب ماركوپولو دربارهء كليساى يحيى تعميد دهنده نيز مؤيد و شاهد وجود اين مبارزه است « 2 » : گويا كليساى مزبور در زمان جغتاى ، كه خود بدين مسيح درآمده بوده ، ساخته شده بوده است و براى بناى آن ، با اجازهء خان ، از پايهء ساختمان مسجدى سنگ برداشتند و سنگ را زير ستون وسط كليسا كه تكيهگاه اصلى گنبد بنا بود قرار دادند .
و چون فرزند جغتاى ( نوادهء او ) كه مسيحى نبود جانشين و وارث وى گشت ، مسلمانان دسيسه كردند و مسيحيان را مجبور به بازگرداندن آن سنگ نمودند .
سنگ را از زير ستون برداشتند ولى ، بر خلاف انتظار ، بنا فرو نريخت ، زيرا كه « ستون خود پنج وجب از پايه بلند شد . و از آن زمان ستون گنبد را نگاه نميدارد بلكه گنبد ستون را تكيهگاه است » .
داستانى كه جوزجانى از قول سيد اشرف الدين شيخ خانقاه نور الدين اعمى در سمرقند نقل مىكند موثقتر مىنمايد « 3 » [ شيخ نور الدين اعمى در قنديه - بيان مزارات سمرقند - « بصير » بجاى « اعمى » خوانده شده ، و اين به سبب ]
هامش
( 1 ) - روبروك نامهء منكوقاآن را به لوئى نهم [ سن - لوئى ] نقل كرده است ( چاپ ميشل - رايت 371 - 369 ؛ ( ترجمهء مالئين 163 - 162 ) ؛ 309 - 306 .d ' Ohsson , « Histoire des Mongols » , t . II , PP.
( 2 ) - ماركاپولو ، چاپ يول ،I، 186 - 183 ؛ ( ترجمهء مينايف ، 69 ) .
( 3 ) - ترجمهء راورتى ،II، 1290 - 1288 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 448 - 450 ) .