كه ترس و وحشت در ميان ايشان ( مسيحيان ) ايجاد كرده بودند اكنون دو برابر آنچه را كه خود مرتكب شده بودند تحمل مىكنند » .
سنلوئى را از فكر اتحاد با مغولان مسيحى شده عليه سارازينها خوش آمد و رسولانى از طرف خويش به مغولستان گسيل داشت . ولى تقاضاى مربوط به مدارا با ديگر مذاهب و فرق مسيحى بطور قطع رد شد . ادن اسقف توسكولان ( نمايندهء پاپ در اردوگاه سنلوئى ) نامههائى به عنوان خان بزرگ و مادر او و ايلچكداى [ ايلچداى ] و رؤساى كليساهاى مشرق زمين تسليم رسولان نمود .
در اين نامهها گفته شده بود كه كليساى رم ايشان را با كمال ميل همچون فرزندان محبوب خويش مىپذيرد ولى به شرطى كه واجبات دين حق را مرعى دارند و كليساى رم را مادر همهء كليساها بدانند و پيشواى آن را جانشين عيسى مسيح بشمارند و هركس كه خود را مسيحى مىخواند موظف به اطاعت از وى است .
به سبب درگذشت گيوك اين نقشه مجرى نگشت . منكو قاآن نامهء شديد اللحنى خطاب به پادشاه فرانسه تسليم روبروك كرد و در طى آن داود « 1 » را فريب كار خواند و شاهزاده خانم اغول غايمش خاتون « 2 » را ( كه رسولان سنلوئى را با حسن نيت پذيرفته بود ) « زنى شرير و بدتر از سگ » ناميد و افزود كه « چگونه ممكن است كه مشار اليها چيزى از جنگ و صلح و خير و صلاح دولت
هامش
( 1 ) - ( دربارهء داود به ما قبل ص 1031 حاشيه 6 رجوع شود - تحريريه ) .
( 2 ) - ( وى بيوهء گيوك قاآن و از قوم مركيت بوده است وى را نبايد با يكى از زنان منكو قاآن كه به همين نام موسوم و از قوم اويرات بوده است اشتباه كرد . دربارهء جزئيات موضوع رجوع شود به ،
2 .n198 .II , P« ؟- Pelliot , « Les Mongols et la Papauteتحريريه ) .