به همه جا مىتابد ، حكومت من و باتو به اطراف و اكناف گسترش يافته » « 1 » ، باتو خان كه ارشد خاندان چنگيزيان بود و وسيعترين و دورترين نواحى ، از مركز امپراطورى ، را در تصرف داشت و در واقع باعث اصلى جلوس منكو بر تخت سلطنت بود ، در امپراطورى چنگيزيان مقام خاص و فوق العادهاى داشت . روبروك حتى مىگويد « 2 » كه در متصرفات باتو نسبت به نمايندگان خان بزرگ كمتر از آنچه در خاك خان بزرگ به فرستادگان باتو احترام مى گذاشتند - جانب بزرگداشت ايشان را مرعى مىداشتند . همينجا روبروك مرز ميان دو پادشاهى را مشخص و ذكر مىكند . مرز مزبور در بيابان ميان تلس [ تلاس ، تلاش طراز ] و چو ، از شرق جبال آلكساندروسك ، مىگذشت ، يعنى همهء اراضئى كه زمانى جزو اولوس جوچى [ توشى ] بوده ، اكنون تابع حكومت باتو نبوده است .
بنابراين تركستان شرقى و ناحيهء كلجه و هفت آب تابع حكومت عاليهء شخص خان بزرگ گشت . و حال و روز مسلمانانى كه اكثريت مردم نواحى مزبور را تشكيل مىدادند بهتر از دوران جغتاى و گيوك گرديد . منكو كه فرزند زنى مسيحى بوده ، مسيحيان را بيشتر از افراد و نمايندگان ديگر اديان بزرگ مىداشت و امر تربيت فرزند ارشد خويش بالتو را به مردى
هامش
( 1 ) - روبروك ( چاپ ميشل - رايت ، 361 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 156 ) ) .
وى در جاى ديگر مىگويد كه منكو چون خواست توافق كامل خويش را با باتو بيان كند گفت : « يك سر دو چشم دارد ولى با اينكه شمار آنها دو است ديدشان يكى است و چون يكى متوجه نقطهاى شود آن ديگر نيز به همانجا مىنگرد » .
( 2 ) - چاپ ميشل - رايت ، 280 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 105 - 104 ) .