كرده داير بر اينكه چنگيز چگونه « رسول چين را به [ نوشيدن ] شش ساغر جريمه كرد » داستان بزم و سرورهاى پطر كبير را به يادمان مىآورد . من - هون مزبور دربارهء گروه دوشيزگان نوازنده كه همهجا همراه خان مغول بودهاند نيز سخن مىگويد . در داستان سفر چان - چون نيز « 1 » از دوشيزگان ياد شده است .
موضوع تأمين لشكريان و سركردگان و شخص خان از لحاظ كنيزكان هم بستر ، مانند ديگر امور امپراطورى با دقت و شدت نظم و سازمان يافته بوده « 2 » . چنگيز خان با حفظ كامل نيرو و استعداد عقلى خويش به كهولت رسيده بود و اين خود گواه بر آن است كه وى به آن درجه از فسق و فجور كه بازماندگانش مرتكب مىشدند نگرائيده بوده .
استعداد عظيم چنگيز خان در سازمان دادن امور جالب منتهاى توجه است ، به ويژه اگر در نظر گيريم كه وى تا پايان عمر از هرگونه تحصيل و تعليم عارى بوده و جز مغولى به هيچ زبانى تكلم نمىكرده « 3 » و مسلما ساختمان امپراطورى در نظر وى فقط به صورت سلطه و حاكميت صحرانشينان فاتح بر اقوام با فرهنگ و متمدن تجسم يافته بوده - اقوامى كه به عقيدهء وى خداوند به مغولانشان سپرده بوده تا ايشان از كار ملوبان درآمد حاصل كنند و فقط بدين منظور آنان را حفظ كنند « 4 » .
هامش
( 1 ) - ترجمهء كافاروف ، 273 ؛sq43 .Bretschneider , « Researches » , vol . I , p.
( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 12 ؛ چاپ قزوينى ،I، 24 . 417 - 416 .D ' Ohsson , « Histoire des mongols » , t . I , pp.
( 3 ) - جوزجانى ، ترجمهء راورتى ،II، 1114 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 386 )
( 4 ) - ماگاكيا ، ترجمهء پاتكانوف ، 11 ؛ ( چاپ بليك - فراى ، متن ، 300 ؛ ترجمه ، 301 ) .