1222 و 1223 ميلادى / 619 و 620 هجرى ديگر قلاع غرجستان نيز سقوط كرد . « 1 »
در پائيز سال 1222 ميلادى / 619 هجرى چنگيز خان از آمودريا ( جيحون ) عبور كرد و زمستان را در سمرقند بسر برد . در آن زمان جغتاى و اوكتاى در قراكول ، نزديك مصب زرافشان بودند و به صيد پرندگان اشتغال مىورزيدند و هر هفته پنجاه بار شتر پرنده شكار شده براى چنگيز خان ارسال مىداشتند . در نظر بود كه در راه بازگشت نيز شكارهاى بزرگترى ترتيب دهند ( محتملا براى تأمين آذوقه ) و همهء شاهزادگان در آن شركت جويند . به جوچى [ توشى ] امر شد كه از قپچاق گورخر برانند . در بهار سال 1223 ميلادى / 620 هجرى چنگيز خان حركت كرد و دور تر رفت . در كرانهء سير دريا ( سيحون ) با جغتاى و اوكتاى ديدار تازه كرد و قور ولتاى تشكيل داد . در جلگهء قلان باشى « 2 » ( در شمال كوههاى الكساندروسك ) ملاقات با جوچى ( توشى ) وقوع يافت و جوچى « چنانك اشارت رفته بود گلههاى گورخر » رانده بود و گذشته از آن « بيستهزار اسب خنگ [ سفيد ] پيش كش پدر كرد » . در آنجا « جمعى از امراى ايغور را بياوردند و سبب گناهى كه كرده بودند بكشتند » . دربارهء
هامش
( 1 ) - جوزجانى ، ترجمهء راورتى ،II، 1077 - 1072 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 372 - 371 ) .
( 2 ) - دربارهء دشت قلان رجوع شود به كالائور ، « امكنه قديمه » ، ص 2 . جوينى در داستان سفر ارغون نيز از قلان باشى ياد مىكند ( « متون » ، ص 118 ، در چاپ قزوينى ،II، 251 : « قلان تاشى » ؛ همانجا ،I، 111 : « بقلان تاشى » ) در كتاب شفر ( 4 ، 147 .Chrestomatie persane » , t . II , p» ) اشتباها « بغلان » بجاى « غلان » آمده .
نام محل شكارگاه در تأليف جوينى « اوتوقا » ذكر شده .