جوينى « 1 » نيز مىگويد كه چنگيز خان نخست مىخواسته به هندوستان رود ولى بعد از راه قديمى بازگشت . وى پيش از ترك كرانههاى سند فرمود تا اسيران مقدار معينى برنج [ پاك كرده ] تحويل دهند و پس از آن امر به قتل عام ايشان كرد . جزئيات اين داستان ( چنان كه ميدانيم بعدها چنين داستانى را دربارهء تيمور نيز نقل مىكردند ) « 2 » تا حدى شك و ترديد برمىانگيزد ، به ويژه جوزجانى - كه عادتا بيرحميهاى مغولان را پنهان نمىدارد ، دربارهء اين عمل كه محال است از آن اطلاع نيافته باشد - حتى سخنى نمىگويد . جوينى ، پيش از شرح اين واقعه « 3 » مىگويد كه قوتوقونويان [ قتقونويين ] « را بر سر - اسيران و صناع بگذاشت » . در زير فرمان سردار مزبور لشكرى كه از اقوام و قبايل گوناگون مركب بوده قرار داشته و چنان كه پيشتر ديديم در سالهاى 1222 و 1223 ميلادى / 619 و 620 هجرى در مرو عمل مىكرده . بديهى است كه اسيران در عمليات مزبور بىفايده نبودهاند . مسلما چنگيز خان از وقايع خراسان و افغانستان مطلع بوده مىدانست كه هنوز محاصره بلاد و استحكامات كوهستانى در پيش است . بدين سبب وى اگر هم از راه نوع پرستى نبوده بخاطر استفاده از نيروى كار اسيران ، مىبايست ايشان را عفو كند و امان دهد .
به گفتهء جوينى ، چنگيز خان از طريق « كوههاى باميان » وارد بغلان شد و بخشى از بنهء خويش را پيشتر در آنجا گذاشته بود . وى تابستان را در مراتع آن محل بسر برد و فقط در موسم خزان از آمودريا ( جيحون ) گذشت . چنان كه
هامش
( 1 ) - چاپ قزوينى ،I، 109 و بعد ؛ شفر ،Chrestomatie Persane » , t . II» 323 - 319 .D ' Ohsson , « Histoire des Mongols » , t . II , pp147 - 144 .pp.
( 2 ) - شرف الدين على يزدى ، ترجمهء پتىدلاكروآ ،III، 90 ؛ چاپ كلكته ،II، 92
( 3 ) - چاپ قزوينى ،I، 108 .