نداشته . ترجمه كردم ] . سرداران بر سر غنيمت منازعت كردند . اين منازعه باعث برانگيختن شور و اختلافات ملى و قومى شد و جلال الدين نتوانست مانع از آن شود . سيف الدين اغراق و اعظم ملك و مظفر ملك سلطان خويش را ترك گفتند و فقط امين الملك با تركان خويش در نزد وى باقى ماندند « 1 » .
اگر سخنان رشيد الدين را باور كنيم « 2 » ، چنگيز خان خبر شكست را با خاطرى بسيار آرام استقبال كرد و اندوه خويش را به هيچ صورتى ظاهر نساخت و فقط گفت كه شيكى قوتوقو هميشه به غلبه خو گرفته است و تاكنون بخت با وى بيرحمى و خشونت نورزيده . اكنون كه با چنين بيرحمئى روبرو شده محتاطتر خواهد بود . در آن زمان طالقان در دست مغولان بوده و بدين سبب چنگيز خان مىتوانست با همهء نيروى خويش عليه دشمن اقدام كند .
جلال الدين پس از رفتن سرداران خويش قادر نبود در پيكار آشكارى با دشمن درآويزد ، ولى محتملا مىتوانست حركت و عبور وى را از گردنههاى هندوكش دچار دشوارى كند . معلوم نيست كه به چه علتى چنين نكرد و تا كرانههاى سند فقط در برابر مغولان عقب نشست . منابع اصيل دربارهء حركت و مسير مغولان اطلاعاتى كه كاملا روشن باشد بدست نمىدهند . جوينى در
هامش
( 1 ) - در اين باره به تأليف جوينى بنگريد ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورقهاى 151 ، 172 ؛ چاپ قزوينى ،II، 139 ، 196 ؛ نسوى ، « سيرت جلال - الدين ، متن ، 82 - 81 ؛ ترجمه 137 - 136 ؛
303 .D ' Ohsson , « Histoire des Mongols » , t . I , p.
( 2 ) - چاپ برزين ، بخشXV، متن ، 123 ؛ ترجمه ، 81 .