عدهء قليلى از مغولان در نزديكى دروازهء شهر پيدا شدند و به راندن و بردن چارپايان مشغول گشتند . بعضى از مدافعان شهر فريب قلت عدهء ايشان را خورده از « دروازهء عالمى » « 1 » بيرون شده به تعقيب آنان پرداختند . مغولان تعقيب - كنندگان را به كمين گاهى كه در نزديكى « باغ خرم » « 2 » در يك فرسخى شهر ترتيب داده بودند كشانيدند . در آنجا فوجى كثير از مغولان خوارزميان را محاصره كردند و پيش از غروب آفتاب در حدود 1000 نفر از ايشان را به خاك هلاك افگندند « 3 » و بقية السيف را تا شهر تعاقب كردند و بدنبال آنان از دروازهء اقابلان ( ؟ ) « 4 » وارد شهر شدند و تا موضعى كه آن را نبوره « 5 » مىگفتند رسيدند و به هنگام غروب عقبنشينى اختيار كردند . روز ديگر پيكار از سر گرفتند . فريدون غورى حملهاى را كه به دروازه شده بود دفع كرد . پس از آن لشكريان جغتاى و اوكتاى ( اوگدى ) سر رسيدند و با اهالى وارد مذاكره شدند ، ولى در عين حال مشغول تدارك مقدمات محاصره ، آنچنانكه بايد و شايد ، گشتند « و چون در
هامش
( 1 ) - « دروازهء عالمى » ( جوينى ، چاپ قزوينى ،I، 98 )
( 2 ) - همانجا .
( 3 ) - در تأليف رشيد الدين - « 100000 » نوشته شده كه مسلما محال است .
( 4 ) - ( به گفتهء جوينى ) : در كتاب شفر « آقابيلان » ، در نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، « اقابيلان » ، در نسخهء خطى خانيكوف : « قابيلان » . در چاپ قزوينى (I، 99 ) « قابيلان » و « قابيلان » ؛ استاد برزين « خائيلان » خوانده است .
( 5 ) - در چاپ استاد برزين چنين است . در كتاب شفر « اتنوره » آمده ، در نسخه هاى خطى جوينى « سوره » ، در چاپ قزوينى (I، 99 ) « تنوره » ، در نسخههاى خطى رشيد الدين « تنوزه » نقل شده .