با هفتاد سوار به منقشلاغ رفته از مردم محل اسبانى گرفتند . پس از آن به سلامت وارد پايتخت شده و مرگ سلطان را اعلام نمودند و گفتند كه وى پيش از درگذشت وصيت پيشين را كه بموجب آن ازلاغ شاه به وليعهدى معين و منصوب شده بوده ، لغو كرده به جاى او جلال الدين را تعيين نموده است . با اينكه خود وليعهد پيشين [ ازلاغ شاه ] به اين امر رضا داده بود امراى ترك نمىتوانستند با چنين تغييرى موافق باشند . توجى پهلوان « 1 » كه ملقب به لقب قتلغ خان بوده و 7000 سوار به زير فرمان داشته در رأس ناراضيان قرار گرفته بوده است .
يحتمل اين شخص همان والى پيشين جند و ينى كنت بوده است . توطئهاى كردند كه جلال الدين را به اسارت درآورند و يا بكشند . اينانچ خان قبلا جلال الدين را از اين معنى آگاهى داد و وى باتفاق تيمور ملك و 300 سوار از خوارزم به خراسان گريخت . سه روز بعد از عزيمت جلال الدين شايعاتى دربارهء نزديك شدن تاتار به سمع ازلاغ شاه و آق شاه رسيد و ايشان نيز خوارزم را ترك گفتند .
مسلما دفاع گرگانج « 2 » يكى از پديدههاى شايان توجه تاريخ است . تا
هامش
( 1 ) - در تأليف نسوى « وحى » نوشته شده و همچنين در تأليف جوينى ( نسخهء خطى خانيكوف ) ؛ در چاپ قزوينى (I، 131 ) : « لوح » ؛ در نسخههاى خطى تأليف رشيد الدين ( چاپ برزين ، بخشXV، متن ، 102 ؛ ( ترجمه ، 67 ) ) « بوحى » نوشته شده .
( 2 ) - دربارهء وى رجوع شود به جوينى ، چاپ قزوينى ،I، 101 - 96 ؛
140 - 136 .Schefer , « Chrestomatie Persane » , t . II , PPرشيد الدين ، چاپ برزين ، بخشXV، متن ، 110 - 104 ؛ ترجمه ، 73 - 68 ؛ ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ،XII، 258 - 257 ؛ 33 - 32 ،CMIZO , I؛ نسوى ، « سيرت جلال الدين » 94 - 92 ؛ ترجمه 156 - 153 ؛ 271 - 265 .D ' Ohsson , « Histoire des Mongols » , t . I , PP.