كند ) . تخريب آن شهر بوسيلهء فوجى ده هزار نفرى از مغولان تحت رياست تخوچا نويان ، داماد چنگيز خان و دستيار او بور كانويان صورت گرفته بوده « 1 » . اندكى پيش از اين واقعه ، اهالى نسا با اجازهء سلطان ، قلعهء شهر خود را احياء كرده بودند . گرچه سلطان بوسيلهء فرستادهء خويش به ايشان توصيه كرده بود از مغولان به دشت و كوهسار بگريزند و منتظر بمانند تا مغولان به قدر كفاف خويش غنائم گردآورند و به زادگاه خود بازگردند . به گفتهء جوزجانى « 2 » و جوينى « 3 » - هر دو - تخوچار در نزديكى نيشاپور مقتول گرديد [ در تأليف جوينى - تاريخ جهانگشاى - بجاى « تخوچار » « تغاجار گوركان » نوشته .
همچنين در « سيرت جلال الدين » چاپ مجتبى مينوى : « تغاجار ، تقچار ، تقچار نويان » ] . به گفتهء جوينى اين واقعه در اواسط رمضان ( نوامبر ) وقوع يافت . لشكر تخوچار ، پس از آن سبزوار را ويران كرد و بعد از آن ديگر خبرى دربارهء لشكريان وى در دست نيست . به احتمال قوى تاتارانى كه در آغاز سال 1221 ميلادى / 618 هجرى شاهزادگان خوارزمى با ايشان سروكار پيدا كردند هم اينان بودند . نسوى « 4 » مىگويد كه نسا نخستين شهر خراسان بوده
هامش
( 1 ) - در متن نسوى : « يركا » ؛ در تأليف جوينى ( چاپ قزوينى ،I، 138 ) :
« نوركاى نوين » ؛ « بوركا » : 167 .Schefer , « Chrestomatie persane » , t . II , pوى اصلا از قبيلهء جلايريان بوده ( رشيد الدين ، چاپ برزين ، متن ، بخشVII، 52 ، 278 ؛ ترجمهء ، بخشV، 41 ، 209 ) .
( 2 ) - ترجمه راورتى .II، 992 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 341 ) .
( 3 ) - چاپ قزوينى ،I، 138 ؛ 167 .Schefer , « Chrestomatie persane » , t . II , pميرخواند ( « تاريخ چنگيز خان » چاپ ژوبر ، 153 ) مىگويد كه تخوچار راتولى فرستاده بوده و اين خطاست .
( 4 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 58 ؛ ترجمه ، 98 .