بودهاند « كه شهرهاى مسلماننشين را دور زده بگذرند و كارى به مردم آنجا نداشته باشند . تا اينكه خود او ( چنگيز خان ) وارد شود و آنگاه از دو طرف به مسلمانان حمله كنند » . پلانو كارپينى « 1 » دربارهء اين افواج مقدمه (
Praccursores
) مىگويد كه ايشان « جز نمدها و اسبان و اسلحه خويش چيزى با خود حمل نمىكنند ، چيزى نمىدزدند ، خانهها را نمىسوزانند ، حيوانات را نمىكشند ؛ آدميان را زخمى مىكنند ، و مىكشند يا لا اقل مجبور به فرار مىكنند . ولى زخمى كردن را از فراراندن دوستتر مىدارند » .
چژهبه ( يمه ، جبه ) و سبتاى ، و گذشته از اين ، مىبايست خوارزمشاه را تعقيب كنند . لاجرم ، بنا به گواهى ابن اثير « 2 » « در طى راه خويش - براى غارت و قتل هيچ جا توقف نكردند ، و فقط حركت خويش را براى تعقيب او [ خوارزمشاه ] سريعتر كردند و فرصت درنگ و استراحت به وى ندادند » .
جوزجانى « 3 » نيز مىگويد كه مغولان ، « به موجب اوامرى كه از چنگيز خان دريافت كرده بودند به هيچ يك از بلاد خراسان زيان نرساندند » جز بوشنگ در ناحيهء هرات كه يكى از امراى ايشان در آنجا به قتل رسيده بوده و بدين سبب شهر مزبور ويران شد و ساكنان آن از پاى درآمدند . از ديگر سو ، بنابه گفتهء جوينى ، مغولان والئى در بلخ منصوب كردند و شهر زاوه را ، كه مردم آن مقاومت كرده و ايشان را مورد اهانت و استهزاء قرار داده بودند ، ويران ساختند و در آغاز ماه ربيع الثانى ( ژوئن ) به زير حصار نيشابور رسيدند .
هامش
( 1 ) - چاپ يازيكوف ، 170 ؛ چاپ بيزلى ، 81 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 30 ) .
( 2 ) - چاپ تورنبرگ ،XII، 241 ؛ 12 ،. GMIZO , I.
( 3 ) - ترجمهء راورتى ،II، 992 - 989 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 341 ) .