ترك بناكت كه امير آن ايلتگو ملك « 1 » بوده سه روز از خود دفاع كرد . و روز چهارم شهر تسليم شد . مغولان افراد پادگان را بقتل رسانيدند و از ساكنان شهر پيشهوران و گروهى از جوانان را « به حشر برون آوردند » و براى كارهاى محاصره بردند . بنابراين مغولان در بناكت به هيچوجه با مقاومت سرسختانهترى - سرسختانهتر از شهرهاى ديگر - روبرو نشدند . ضمنا از ميان همهء شهرهاى ماوراء النهر فقط در مورد بناكت گفته شده كه از زمان چنگيز خان تا عهد تيمور به حال ويرانه باقى مانده بوده « 2 » . به احتمال قوى شهر در دوران آشوب نيمهء دوم قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) ويران گشت و در روايات خلق اين خرابى به خطابه چنگيز خان نسبت داده شده است .
به گفتهء جوينى ، فوج از بناكت به خجند رفت . ولى خود جوينى در جاى ديگر الاق نويان « 3 » را يكى از دو امير فوجى مىخواند كه از طرف چنگيز خان به وخش و طالقان گسيل شده بودند . بدين سبب به احتمال اقوى ،
هامش
( 1 ) - در نسخههاى خطى تأليف جوينى « ااسسكو » و در چاپ قزوينى ،I، وVو در منتخبات شفر به صورت مصوت « ايلتكو » تحرير شده كه محتملا از فعل « ايلتمك » كه بمعنى « بردن » است مشتق مىباشد . استاد برزين ( رشيد الدين ، چاپ برزين ، بخشXVمتن 73 ؛ ترجمه ، 47 ) « ايلگتو » آورده .
( 2 ) - شرف الدين على يزدى ، ترجمهء پتى دلاكروآ ،IV، 207 ؛ چاپ كلكته ،II؛ 636 .
( 3 ) - در چاپ قزوينى ،I، 92 ، به شكل « غداق » آمده ؛
در 132 .Schefer « Chrestomatie persane » , t . II , pبه شكل ديگر يعنى « علاق » نوشته شده . در تأليف رشيد الدين در هر دو مورد « الاق » نوشته ( چاپ برزين ، بخشXVمتن 73 ، 86 ، ترجمه ، 47 ، 57 )