رسيد فوج تركمن شورش كرده و مغولى كه به رياست آن منصوب شده بوده ، مقتول گشته است . تاينال بىدرنگ عنان بازگرداند و به تركمنان حمله كرد و بيشتر آنان را نابود كرد و بقية السيف به مرو و آمل پناه بردند . گمان نمىرود كه اين داستان از آغاز تا پايان قابل وثوق باشد . عدهء سپاه جوچى آنقدر بسيار نبوده كه بتواند عدهاى كه ، طبق مدارك مذكوره ، كمتر از بيست هزار نبوده از خود جدا كرده مأمور امرى كند . و ديگر اينكه با چنين عدهاى بسوى خوارزم - يعنى مركز قدرت دودمان خوارزمشاهيان ، رفتن هيچ معنى نداشت . به هر تقدير حركت تجديد نشد و سپاه جوچى تا پايان سال در بخشهاى سفلاى سيردريا ( سيحون ) باقى ماند و حالت دفاعى به خود گرفت و چنان كه بعد خواهيم ديد حتى شهرهاى نو گشوده همه وقت در تحت حكومت مغولان نبوده .
عدهاى كه به بناكت « 1 » اعزام شد و مركب از 5000 تن بوده در تحت رياست الاق نويان قرار داشت . وى از قبيلهء بارين بوده و باتفاق برادر خويش هميشه چنگيز خان را همراهى مىكرده « 2 » . ديگر امراى فوج عبارت بودند از امير هزارهء جناح راست سكتو - چربى از قبيلهء خنگ ختن « 3 » و تقاى . پادگان
هامش
( 1 ) - دربارهء اعمال وى رجوع شود به تأليف جوينى ، چاپ قزوينى ،I، 70 ؛D ' ohsson , « Histoire؛ 115 .Schefer , « Chrestomatie persane » , t . II , p. 224 .des mongols » , t . I , p.
( 2 ) - دربارهء وى رجوع شود به رشيد الدين ( چاپ برزين ، ( متن ، بخشVII، 261 ) ؛ ترجمه ، بخشV، 196 ) .
( 3 ) - همانجا ، متن ، بخشVII، 215 ؛ ترجمه ، بخش ، 160 ؛ بخشXV، ( متن ، 200 ) ؛ ترجمه 135 .