طرفها بيشتر احترام داشته ) « 1 » . و ديگر « بوغورجى » [ بغرجى ] در رأس طرف راست ، غربى ، بوده و سوم « نايا » در رأس « قشون ميانه » « 2 » قرار داشته . در تأليف رشيد الدين از نايا فقط به سمت معاونت موخولى ياد شده . بوغورجى نويان نيز چنين دستيار و معاونى داشته . تا حدى كه اطلاع داريم در منابع مغولى ، لقب مربوط ديده نمىشود و تلفظ آن مشكوك است « 3 » . اگر كسى خود سرانه دستهء يك رئيس را رها كرده به دستهء رئيسى ديگر مىپيوست به سياست اعدام محكوم مىگشت و اين حكم در حضور افراد لشكر مجرى مىگشت و رئيسى كه وى را پذيرفته بوده به مجازات سخت مىرسيد « 4 » . براى شكار شاهانه
هامش
( 1 ) - همانجا ، ترجمهء كافاروف ، 83 ( در چاپ كوزين ، 127 ، ترجمه به نحو ديگر است ) ، 203 ، حاشيه . نيز رجوع شود به گفتهء پلانو كارپينى دربارهء پرستش روح چنگيز خان در جنوب ( چاپ يازيكوف ، ص 84 ) چاپ لاتينى ( چاپ داوزاك ، 621 ) . ( ترجمهء مالئين ، 8 ) . در ترجمهء روكخيل وجود ندارد .
( 2 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 117 - 116 ، 124 ؛ ( چاپ كوزين ، 161 ، 168 ) .
( 3 ) - استاد برزين در يك مورد « سوتوكرسون » خوانده و آن را همان « سوتوكرسن » مغولى كه بمعنى « برگزيده » و « خردمند » است تعبير مىكند ( رشيد الدين ، چاپ برزين ، متن ، بخشVII، 260 ؛ ترجمه ، بخشV، 195 ، 297 ، حاشيه ) ؛ در موارد ديگر ( بخشXV، متن ، ص 198 ، 199 ، 205 ، 209 ) « سونكوسون » خوانده و اين كلمه را از واژهء تركى « سونك » - بمعنى « بعد » - مىداند ( همانجا ، ص 177 ) .
( 4 ) - جوينى ، نسخهء خطىaPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 10 ؛ چاپ قزوينى ،I، 24 : « آنكس را كه تحويل كرده شد در حضور خلايق بكشند و آنكس كه او را راه داده باشد نكال و عقاب كنند » .