هجرى پس از پيروزى بر كرائتيان ، كه وى شخص اول مغولستان شرقى شد ، سازمان مشخصترى پيدا كرد « 1 » . در آن تاريخ و آن مورد به اصطلاحات مغولى برمىخوريم ؛ 70 نفر براى كشيك روز و 80 نفر براى كشيك شب برگزيده شده بودند . كشيكچيان روز « تورگيؤت » و كشيكچيان شب « كبتهئوت » ناميده مىشدند ( مفرد آن « كبته ئور » ) « 2 » . اين دو گروه بر روى هم كشيكچيان
هامش
- پ . پليو اين كلمه به صورت « كشيك » فقط در قرن چهاردهم ميلادى ( هشتم هجرى ) متداول شد و قبلا به دو صورت - يكى « كزيك » و ديگر « كزك » (k؟za؟zik / ka؟Ka) وجود داشته . صورت نخستين در جغتائى و تأليفات برخى مؤلفان ايرانى محفوظ مانده و در زبان مغولى بعدها به « كسيك » (sik؟Ka) مبدل گشت و از آن « كشيك » پديد آمد .
شكلk؟za؟KaشكلK؟sa؟Kaرا كه در دوران دودمان مغولى به چينى نوشته شده بوجود آورد . رجوع شود به :
( تحريريه - 29 - 27 .Pelliot , « Notes sur le Turkestan » , PP.
( 1 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 103 - 102 ؛ ( چاپ كوزين ، 144 و بعد ) .
( 2 ) - مسلما اين همان كلمهايست كه رشيد الدين به صورت « كبتاول » آورده ( چاپ برزين ، متن ، بخشVII، 48 ؛ ترجمه ، بخشV، 38 ) . استاد برزين اين كلمه را اشتباها « كيتاول » خوانده و آن را از فعل « كيتمك » ( رفتن ) مشتق دانسته است . نيز رجوع شود به همانجا ، بخشV، 230 . جاى ديگر ( همانجا ، بخشXV، متن ، 204 ، ترجمه 137 ) همين كلمه به صورت كايتاول بجاى كابتاول ( كبتؤل ) نقل شده ( بطورى كه پ . پليو خاطرنشان كرده بايد « تورگائوت » خوانده شود كه جمع توركاك ( تورگاك ) مىباشد و كلمهايست اصلا تركى مفرد « كبتؤت » « كبتؤر » نبوده بلكه « كبتؤل »l؟Kabtauمىباشد كه به حروف فارسى « كبتاول » نوشته شده . رجوع شود به :
( تحريريه - 31 - 29 .Pelliot , « Notes sur le Turkestan » , PP)