3 - يك « متصدى گلههاى گوسفندان » ؛ در تأليف رشيد الدين « 1 » اين شخص مير آخور ( آختاچى ) رمههاى دربارى ناميده شده .
4 - يك « متصدى تدارك يورتها » كه در واقع به صورت عرابه ( ترگن ) بودهاند . بعدها اين شغل « يورتچى » ناميده شد . به گفتهء رشيد الدين اين شخص به سمت امير هزاره منصوب مىگرديده و متصدى ماديانها بوده « 2 » . و در پايان عمر بوكائول و بائورچى مىشده « 3 » .
5 - يك « چربى » « 4 » « متصدى امور آدمهاى [ خدمه ] خانه » .
6 - چهار نفر كه مىبايست « در يك جا شمشير داشته باشند » . جوچى خسر [ قاسار ، قسر ياقاسر - وصاف ] « 5 » برادر تموچين در رأس ايشان قرار داشته [ در تأليف رشيد الدين غالبا « خ » اسامى مغولى به « ق » بدل شده ] .
7 - دو نفر « متصدى تربيت اسبان » ( « آختا » كه بعدها به نام « آختاچى » ناميده شدند . يكى از ايشان بلگوتى برادر تموچين بوده .
هامش
( 1 ) - چاپ برزين ، متن ، بخش. VII283 ؛ ترجمه ، بخشV، 213 .
( 2 ) - همانجا .
( 3 ) - همانجا ، متن ، بخشVII، 234 ؛ ترجمه ،V، 175 .
( 4 ) - جوزجانى ( ترجمهء راورتىII، 979 ) كلمهء « چربى » ( در ترجمهء راورتى به خطاJazbiنوشته شده ) را « حاجب » ترجمه مىكند ؛ ( در چاپ ناسائو - ليس « جزبى » نوشته شده - تحريريه ) .
( 5 ) - ( بطورى كه پ . پليو خاطرنشان كرده اين اشخاص واقعا شمشيردار بودند همچنانكه « خرچيان » ( به بعد رجوع شود ) تيردان داشتند و حمل مىكردند . بعدها ايشان بنام « اولدوچى » (i؟lduc؟u) كه در زبان كلاسيك مغولىi؟c؟ilduمىشود - خوانده مى - شدند . رجوع شود به : ( 27 .- Pelliot , « Notes sur le Turkestan » , pتحريريه )