لشكريان خويش كشته شد « 1 » . حاجب ارسلان يالو به رياست لشكريانى كه وى گرد آورده بود منصوب شد و وى توانست جعفر تگين حاكم بخارا را كه از طرف قراخانيان منصوب شده بود از آن شهر بيرون كند . بقاياى لشكر منهزم به سپاهيان تگين خان حاكم سمرقند پيوستند ولى خان اخير الذكر نيز در نزديكى پل رود زرافشان به دست لشكريان سمرقند شكست خورد و مجبور به فرار شد . منتصر به بخارا بازگشت « 2 » . و اگر سخنان عتبى را باور كنيم « 3 » ساكنان آن شهر مقدم او را با شادى پذيره گشتند . بهرغم اين موفقيتها مبارزه با نيروهاى اصلى ايلك محال بود . و چون منتصر و ارسلان يالو از نزديك شدن او مطلع شدند از طريق آمل [ آمل تركستان ] به ايران گريختند .
مبارزهء ايشان با محمود و برادر او نصر نيز ، بهرغم برخى موفقيتهاى موقتى ، به ناكامى انجاميد . منتصر گناه عدم موفقيت را بعهدهء همرزم عمدهء خويش حاجب ارسلان يالو حوالت كرده و فرمود كه او را به قتل رسانند . منتصر پيش از آن نيز بخاطر استقلال مفرطى كه يالو در محل نشان ميداد از وى ناراضى بود « 4 » . چون آخرين نيروهاى منتصر بدست نصر نابود گرديد - آن
هامش
( 1 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 48 ؛ عتبى - منينى ،I، 254 و بعد ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، 201 .
( 2 ) - محتملا اين واقعه در سال 390 هجرى / 1000 ميلادى وقوع يافت ؛ يكى از سكههائى كه منتصر در بخارا ضرب كرده بوده مربوط به اين سال ( 390 هجرى ) است .
رجوع شود به : ماركوف ، « فهرست تملكات » ص 169 .
( 3 ) - نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 61 ؛ عتبى - منينى ،I، 323 ؛ نرشخى چاپ شفر ، 218 .
( 4 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 63 ؛ عتبى - منينى ،I، 329 ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، 221 .