دهم ماه ذى القعدهء سال 389 هجرى « 1 » ( 23 اكتبر 999 ميلادى ) ايلك بدون اينكه با مقاومتى مواجه شود وارد بخارا شد و خزانهء سامانيان را تصرف كرد .
عبد الملك و ديگر اعضاى دودمان سامانى همه به اوزگند اعزام شدند و ايلك نيز حكام و جانشينانى از طرف خويش در بخارا و سمرقند منصوب كرده خود به آنجا بازگشت . بدينطريق آن دودمان شاهى كذائى در ميان بىعلاقگى و بىاعتنائى عامهء خلق - سقوط كرد . و كس در آن زمان به اهميت تاريخى اين واقعه كه پايان سيادت عنصر بومى آريائى براى هميشه بوده پى نبرد .
براى حل اين مسئله كه پس از مرگ بغراخان هارون چه كسى در رأس دودمان قراخانيان قرار داشته اسناد و مدارك دقيق و صحيح در دست نيست « 2 » .
شايد اين شخص پدر نصر ، يعنى ارسلان خان على بوده كه به گفتهء جمال قرشى « 3 » در ژانويه سال 998 ( زمستان 388 هجرى ) شهيد شد . صفت « حريق » ( سوخته شده ) كه در مورد مرگ او به كار رفته حاكى از علت درگذشت وى است .
نصر - كه لقب ارسلان ايلك داشته - بهر تقدير فقط حكومت ماوراء النهر را به اقطاع داشته و در اوزگند بسر مىبرده . در دولت قراخانيان ، مانند همهء دولتهاى معظم صحرانشينان ، مفهوم مالكيت عشيرتى از حقوق خصوصى به
هامش
( 1 ) - توجه شود به گفتهء استاد نلدكه «Das Iranische Nationalepos» ،ldke؟No) ( 6 .anm، 152S« يكى از غمانگيزترين بليههاى عظيمى كه در تاريخ آن كشور ديده مىشود » .
( 2 ) - ( رجوع شود به تأليف تازهء : . «Die Karachaniden» ،Pritsak- تحريريه ) .
( 3 ) - « متون » ، ص 133 - 132 .