997 ميلادى ) پسر كوچك او اسمعيل به تخت شاهى جلوس كرده و نمىخواست زمام قدرت را به برادر ارشد خويش بدهد .
منصور به منظور جلوگيرى از يك جنگ خانگى جديد مىكوشيد تا توافق و آشتى را ميان اعيان دولت و به ويژه بين فائق و بگتوزون برقرار سازد . ولى برغم كوشش وى فائق ابو القاسم سيمجورى حاكم قهستان ( كوهستان ) را در نهان راضى كرد كه به بگتوزون حمله كند . اين مبارزه به پيروزى بگتوزون پايان يافت ( ربيع الاول 388 هجرى / مارس 998 ميلادى « 1 » ) و فائق سخت ناخشنود گشت و زان پس پيمان صلح و آشتى ميان او و بگتوزون منعقد شد و در ژويه 998 [ اول تابستان 388 هجرى ] بگتوزون مظفر و فاتح به بخارا بازگشت . پس از آن ميان فائق و وزير برغشى نزاع درگرفت و وزير به شخص امير [ منصور ] پناه برد . در اين مورد نيز منصور بدون اينكه موفقيتى حاصل كند در نقش مصلح ذات البين ظاهر شد . فائق تسليم دشمن خويش را طلب كرد و با خشونت امير را مورد ملامت قرار داد . سرانجام بوساطت مشايخ بخارا موافقتى حاصل شد . برغشى از شغل وزارت معزول شد و به گوزگان رفت « 2 » . به گفتهء گرديزى آخرين وزيران سامانيان عبارت بودند از :
هامش
( 1 ) - در نسخهء خطى موزهء آسيائى عتبى ( ورق 51 ؛ همچنين عتبى - منينى ،I، 287 ) - ربيع الثانى ( آوريل ) نوشته شده ولى در ترجمهء رينولدس ( 221 ) - ربيع الاول است ؛ همچنين است در تأليف گرديزى نسخهء خطى اكسفورد ورق 138 ؛ نسخهء خطى كمبريج ورقb111 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 59 ) و ابن الاثير ( چاپ تورنبرگ ،I X، 97 ) .
( 2 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 54 ؛ عتبى - منينى ،I، 289 ؛ . 369 .p، «mineddoula؟Histoire de Ye» ،cy؟De Sa