آمودريا گشت و نوح ديگر در وقايع خراسان دخالتى نداشت . در ماوراء النهر وزير ابو نصر كوشيد تا با شدت عمل نظم را مستقر سازد و « خون را با خون شست » « 1 » ولى پس از پنج ماه بدست غلامان كشته شد . نوح از بيم آنكه سبكتگين - كه حامى وزير بوده - دولت را متهم به تبانى با قاتلان سازد - غلامان مزبور را سخت سياست كرد و رسولى به نزد سبكتگين فرستاد و خواش كرد كه وى جانشين مقتول را معين كند « 2 » . سبكتگين اختيار انتخاب را به خود پادشاه محول كرد . قرعه به نام ابو المظفر محمد بن ابراهيم البرغشى افتاد و وى تا تاريخ مرگ نوح يعنى روز 14 رجب 387 هجرى / 23 ژويه 997 ميلادى باقى بود « 3 » .
ابو الحارث منصور پسر و جانشين نوح ( به گفتهء سمعانى « 4 » فقط در ماه نوامبر سال 997 ميلادى [ پائيز 387 هجرى ] با او بيعت به عمل آمد ) بنا به گفتهء بيهقى « 5 »
هامش
( 1 ) - كلماتى است كه عتبى به كار برده ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 46 ؛ عتبى - منينى ،I، 241 « يغسل دما بدم » ؛ نرشخى چاپ شفر ، 196 . )
( 2 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق ، 47 ؛ عتبى - منينى ،I، 250 ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، 200 - 199 .
( 3 ) - عتبى تاريخ صحيح را داده ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 48 ؛ عتبى - منينى ،I، 255 ) : « لثلث عشره ليلة خلت » . مترجم فارسى عتبى ( نرشخى ، چاپ شفر ، ص 201 ) و در ديگر منابع فارسى « سيزدهم رجب » نوشته شده . مع هذا باحتمال بيشتر جمعه روز چهاردهم بوده .
( 4 ) - « متون » ، ص 59 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السامانى » ، ورقb286 ، رجوع شود به كلمات آخر ) .
( 5 ) - چاپ مورلى ، 803 گمان نميرود كه وقايع تاريخى وجود اين صفات را در او تأييد كرده باشند .