گذاشتند و بغراخان اعلام كرد كه تختوتاجى را كه حقا به عبد العزيز تعلق دارد به وى بازمىگرداند « 1 » .
محتملا در اين مورد وصيتنامهء نوح بن نصر در مد نظر بوده ( رجوع شود به حدود ص 520 ) . از يكى از گفتههاى ابن الاثير « 2 » چنين استنتاج مىتوان كرد كه سبب عقبنشينى خان در عين حال حملات تركمنان بوده - زيرا كه نوح موفق به جلب يارى ايشان گشته بود . بهر تقدير تركمنان به اتفاق ساكنان بخارا هزيمتيان را تعقيب نمودند و عقبماندگان را نابود ساختند و بنهها را غارت كردند « 3 » . در چنين اوضاع و احوالى بغراخان نتوانست به وعده وفا كرده به عبد العزيز در برابر دشمنانش مساعدت نمايد . در نيمهء جمادى الاخرى سال سيصد و هشتاد و دو هجرى ( 17 اوت 992 ميلادى ) « 4 » نوح به بخارا بازگشت .
و به فرمان وى عبد العزيز را كور كردند . بيمارى خان در سمرقند شديدتر شد و وى در راه تركستان در محل كچكرباشى درگذشت « 5 » . بدينطريق حكومت
هامش
( 1 ) - در تأليف گرديزى اشتباهى وجود دارد ؛ « متون » ، ص 12 ، حاشيه 5 .
( 2 ) - چاپ تورنبرگ ،I X، 322 .
( 3 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 333 ؛ عتبى - منينى ،I، 176 ، نرشخى ، چاپ شفر ، 161 .
( 4 ) - تاريخ واقعه در اثر بيهقى ( چاپ مورلى ، 234 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 200 ) ) .
( 5 ) - « متون » ، ص 12 ( گرديزى ) ؛ شايد همان دژ كچر ( يا كچكر ) - باشى كه در شاهنامه از آن ياد شده . رجوع شود به : بارتولد ، « دربارهء مسيحيت در تركستان » ، ص 16 ،Marquart؛ 35 .S، «Zur Geschichte des Christentums» ،Barthold. 110 .S، «Komanen»