به پادشاه خويش امتناع مىورزيد ولى در عين حال مناسبات او با بغراخان نيز به سردى گرائيده بود . بغراخان پس از استقرار در بخارا پيمان مربوط به تقسيم متصرفات سامانيان را شكست و به لحنى كه اميران خراسان به سپهسالاران خويش نامه مىنوشتند - به ابو على مطالبى مىنوشت « 1 » . بدين سبب سرانجام ابو على رضا داد كه با لشكريان خويش به نوح بپيوندد ولى خواست تا در عوض لقب « ولى امير المؤمنين » كه تا آن زمان مختص سامانيان بوده به وى داده شود « 2 » . نوح با اين شرط هم موافقت كرد . ولى اوضاع قبل از ورود ابو على نسبت به سامانيان مساعد شد و نوح توانست بدون يارى والى نافرمان خويش به بخارا باز گردد . بيمارى ( بواسير ) كه نتيجهء خوردن ميوههاى بخارا و آب و هواى آنجا بوده « 3 » خان را مجبور به ترك بخارا كرد و وى نخست به سمرقند رفت و ابو على محمد بن عيسى دامغانى وزير سامانيان را با خود به آنجا برد « 4 » . عبد العزيز بن نوح فرزند نوح بن نصر را در بخارا
هامش
( 1 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 33 ؛ عتبى - منينى ،I، 177 ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، 162 .
( 2 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 33 ؛ عتبى - منينى ،I، 174 ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، . 16 .
( 3 ) - در اين باره در تأليف ثعالبى ( « يتيمه » ، چاپ بيروت ،I V، 113 .
316 ) نقل از سخنان ابو الفتح احمد بن محمد بن يوسف كارمند ، كه سامانيان را ترك گفته به خدمت بغراخان درآمده بود و با دامغانى وزير رقابت مىكرده مطالبى ذكر شده .
در ترجمهء باربيه دمينار (I I I، 341 ) نام اين كارمند ابو الفضل آمده .
( 4 ) - دربارهء وى رجوع شود به گرديزى ( نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 133 ؛ نسخهء خطى كمبريج ، ورقa107 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 52 ) ) . وزير در اول رجب 382 هجرى / 2 سپتامبر 992 ميلادى در سمرقند درگذشت .