در كهندژ بخارا محبوس بودند . و به توسط ابو بكر خباز با عناصر شورشى مردم بخارا و لشكريان « 1 » رابطه ايجاد كردند و از قلعه آزاد شده بخارا را به تصرف درآوردند . يحيى به امارت اعلام شد . عناصر عاصى ، به گفتهء ابن الاثير « 2 » ، از ديلميان و شيعيان و « راهزنان » ( يعنى غازيان ) مركب بودند .
شركت عناصر شيعه در اين نهضت از آنجا هم پيداست كه در رأس آن فرزند حسين مروزى نيز - در كنار ابو بكر - قرار داشته . وزير بلعمى با فرزند حسين سازش كرد و وى ابو بكر را به لشكريان نصر تسليم نمود . ابو بكر در زير ضربات تازيانه به قتل رسيد . افسانهاى مشهور بوده كه نعش او را در تنور سوزان افكندند ولى بامداد روز ديگر آن را درست يافتند « 3 » و شيوع اين افسانه ميزان محبوبيت وى را در ميان مردم مىرساند . پس از مبارزهاى با يحيى نظم برقرار شد . و ولايت خراسان به ابو بكر محمد بن المظفر امير صغانيان محول گرديد و پس از وى فرزند او ابو على احمد بن محمد « 4 » كه شهرت بسيار دارد شاغل آن مقام گشت .
يك نهضت ديگر شيعه كه به مراتب وسيعتر بوده و حتى شخص امير را هم جلب كرده بكام خود كشيد در آخرين سال پادشاهى نصر وقوع يافت « 5 » .
هامش
( 1 ) - گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 117 ؛ نسخهء خطى كمبريج اوراقa95 -b94 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 29 ) : « اين ابو بكر ميان برادران سعيد و ميان فضوليان بخارا و لشكر واسط بود » .
( 2 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ،. V I I I155 .
( 3 ) - « متون » ، ص 7 ( گرديزى ) .
( 4 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ،V I I I، 196 ؛ گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 118 ؛ نسخهء كمبريج اوراقb95 -a95 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 30 )
( 5 ) - نظام الملك ، چاپ شفر ، متن ، 187 و بعد ؛ ترجمه ، 274 و بعد ؛ « فهرست »I، 188 .