943 - 914 ميلادى ) . سخنانى از قول آن كودك نقل شده « 1 » كه مردم سران غلامان را مقصرين واقعى قتل احمد مىدانستند . وزير ابو عبد اللّه محمد بن احمد جيهانى با موافقت رجال درگاه « 2 » زمام ادارهء امور مملكت را به دست گرفت و توانست نظم را در كشور احياء كند « 3 » . سپهسالار حمويه بن على دستيار فعال وى بوده . در سمرقند شورش اسحق بن احمد برادر اسمعيل كه به مردم آن شهر عاصى متكى بوده - خاموش شد ؛ لشكريان حمويه اسحق را شكست دادند و وى پيشنهاد عفوى را كه به او شده بود پذيرفت و به بخارا بازگشت . فرزند وى الياس به فرغانه گريخت . يكى ديگر از اعضاى آن دودمان يعنى نوادهء نصر اول « 4 » به رياست سمرقند منصوب گشت . ابو صالح منصور ، پسر ديگر اسحق هم كه علم قيام برافراشته بود در نيشابور بدرود زندگى گفت « 5 » . و پس از مرگ وى ، سردار حسين بن على مروزى ( در برخى منابع « مرو الرودى » نوشته شده ) كه متحد وى بود در رأس شورشيان قرار گرفت . حسين بن على مروزى در عهد پادشاهى احمد خدمات بزرگى به دولت كرده بوده و معتقد بود كه قدر خدمت وى را آنچنانكه بايد و شايد نشناختهاند . ظاهرا اين سركردهء
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ،VIII، 58 ؛ مير خوند ، « تاريخ سامانيان » چاپ دفرمرى ، 19 ، 134 .
( 2 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ،VIII، 59 .
( 3 ) - « متون » ، ص 6 - ( گرديزى ) .
( 4 ) - طبرى ،III، 2290 - 2289 ؛ ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ،VIII، 60 ، ميرخوند ، « تاريخ سامانيان » چاپ دفرمرى ، 132 . شايد طبرى نام شاهزادهاى را كه به حكومت سمرقند منصوب شده بود به خطا نقل كرده و شخصى كه وى ياد كرده همان ابو عمرو محمد بن اسد است كه دربارهء وى به بعد رجوع شود .
( 5 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 93 ، 92 .