داده است كه از منافع برزگران دفاع كنند « 1 » و به سود آن صنف دلايلى كه جنبهء اخلاقى دارد اقامه مىنمايد ، بدين شرح : « خداوند ما را با دستان ايشان غذا مىدهد و با دهانهاى ايشان درودمان مىفرستد و از ايذاء آنان منعمان مىكند » . حسن توجه عبد اللّه به طبقات پائين باعث شد كه وى فكر تعليمات عمومى را پيش كشد و نظر خويش را در سخنان زيرين به وضوح بيان سازد : « دانش را بايد در دسترس شايستگان و ناشايستگان گذارد . دانش خود مىتواند از خويشتن دفاع كرده از ناشايستگان بگريزد » . واقعا در آن زمان حتى كودكان فقيرترين روستاييان به شهرها روى مىآوردند تا تحصيل دانش كنند . و منجمله سرنوشت دو برادر خرغونى از مردم دهكدهء خرغون ( رجوع شود به ص 303 ) كه در سال 233 هجرى / 48 - 847 ميلادى از طرف پدر به سمرقند اعزام شده بودند - چنين بوده . اين دو برادر در ظرف سه سال به كسب علوم پرداختند و معاششان را مادر ايشان با پشمريسى تأمين مىكرد « 2 » . عبد اللّه در عصرى زندگى مىكرد كه خردگرائى يا روش عقلى و منطقى حكمفرما بوده و گمان نمىرود كه از كلمهء « دانش » فقط شريعت اسلامى را - كه در آن زمان در خراسان و ماوراء النهر و به ويژه بخارا سخت استوار و مستقر شده بود - درك مىكردند « 3 » . خود عبد اللّه و پدرش به شاعرى مشهور بودند . برادرزادهء او منصور - ابن طلحه ، حاكم مرو و آمل و خوارزم كتب فلسفى تأليف مىكرده و عبد اللّه وى را « خرد طاهريان » مىخوانده و به وجود وى مىباليده « 4 » .
هامش
( 1 ) - در « متون » به خطا « بزركان » بجاى « برزگران » نوشته شده .
( 2 ) - « متون » ، ص 56 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء الخرغونى ) .
( 3 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 54 .
( 4 ) - « فهرست » ،I، 117 .