عبد اللّه بن طاهر ، محتملا ، به شركت سامانيان به سرزمين غزان لشكر كشيد و نقاطى را كه پيش از وى هيچكس به آن دست نيافته بود ، تسخير كرد « 1 » .
بر روى هم در زمان معتصم ساكنان ماوراء النهر را مىتوان مسلمانان مؤمنى محسوب داشت و خود به خاطر دين عليه همسايگان ترك خويش آغاز جهاد كرده بودند . حضور بزرگان بومى ماوراء النهر را در دربار خلافت ، محتملا ، چنين بايد توجيه كرد كه در زمان طاهريان هنوز خلفا در امور آن خطه تاحدى دخالت داشتند . خليفه معتصم « 2 » بر خلاف ميل باطنى خويش دو ميليون درهم براى حفر اريق ( جوى - نهر ) بزرگى در ناحيهء شاش بخشيد . به گفته عوفى اين اريق در قرن هفتم هجرى ( سيزدهم ميلادى ) « 3 » هنوز وجود داشته . ديديم
هامش
( 1 ) - 247 .Essai » p» ،Dozy. معتصم حتى در زمان حكومت مأمون هم در ميان نگهبانان ترك محصور بوده ؛ در سال 214 هجرى / 829 ميلادى وى با 4000 تن از تركان خويش وارد مصر شد ( كندى ، 188 ) .
( 2 ) - ( و . و . بارتولد بعدها ( در تأليف « تاريخ مختصر قوم تركمن » ) اين طور حدس زد كه لشكركشى مذكور متوجه شمال غرب ، و به سوى كرانهء درياى خزر صورت گرفته بوده . در حاشيهء ترجمهء قطعهء مربوطهء تأليف بلاذرى ( كه در اين مورد مطمح نظر و . و . بارتولد است ) س . ل . ولين چنين نوشت : « و . و . بارتولد حدس زده بود كه اين لشكركشى متوجه بخش غربى سرزمين غزان بوده ، زيرا كه عبد اللّه بن طاهر در همين جا استحكامات مرزى ( دهستان ، فراوه ) احداث كرده بوده ، گذشته از اينكه حدود ارضى موردنظر اين خبر مشخص نيست از لحاظ لغتشناسى نيز مشكوك مىباشد : در نسخهء خطى كلمهء « العوره ؟ ؟ ؟ » بدون نقطه ديده مىشود و آن را نه تنها « غوزيه » بلكه « غوريه » نيز مىتوان خواند - يعنى غوريان كه ساكن ناحيهء غور در افغانستان كنونى بودهاند و لشكركشىها هم در واقع به سوى آن سرزمين صورت گرفته بوده . نام قوم « غزان » در اغلب موارد بدون « واو » به صورت « غز » نوشته مىشود ( 78 ،M I TT , Iحاشيهء 3 ) .
- تحريريه . )
( 3 ) - طبرى ،I I I، 1326 ؛ « متون » ، ص 84 - 83 ( عوفى ) .